تبليغاتX
من یک ایرانیم

ویران مکن
 

ویران مکن

هان خورشید مرا ویران مکن

نور امید مرا ویران مکن


سروها را ریشه کن کردی دریغ

سایه ی بید مرا ویران مکن


بر درفشی که ز پای انداختی

شیر و خورشید مرا ویران مکن


نقشه می بوسم بجای خاک خویش

بوسه ی عید مرا ویران مکن


من به دیداری خوشم از راه دور

دولت دید مرا ویران مکن


آب بر گور نیاکانم مبند

کاخ جاوید مرا ویران مکن


آبروی آب را این سان مریز

مهر و ناهید مرا ویران مکن


بشکن این سد هراس انگیز را

تخت جمشید مرا ویران مکن

|+| نوشته شده در  جمعه 1386/02/14 ساعت 9:29 PM  توسط پارسه  | 

حقوق جهانی بشر

 

ببایست خواندن حقوق بشر

که تا خود بدانید ز آیین راه

بد و نیک گیتی نباشد زشاه                     ___ ناظم الاسلام کرمانی ، تاریخ بیداری ایرانیان

از کتاب معروف فرهنگ فلسفی ولتر نقل کرده اند که گفته است:

حقوق بشر یعنی آنکه جان و مال آدمی آزاد باشد و او بتواند به زبان قلم با دیگران سخن گوید. حقوق بشر یعنی آنکه نتوان کسی را بدون حضور یک هیئت منصفه متشکل از افراد مستقل به مجازات محکوم کرد ، یعنی آن که محکومیت کیفری بر حسب مقررات قانون صورت گیرد ، یعنی آن که انسان با آرامش خاطر به هر دینی که خود بر میگزیند متدین گردد.

این حقوق بشر چنان که از تامل در تالیف ولتر پیداست از همان آغاز جنبه جهانی داشته است. روی سخن با منادیان آن حقوق با کشور خاص و جامعه معینی نیست. مخاطبین آن کل دنیای بشر است بی هیچ ملاحظه رنگ و نژاد و تبار و مرز های جغرافیایی. این حقوق از آنگاه که در قرن هجدهم به طورجدی مطرح شد روز به روز بر غنای خود افزود و دایره مطالبات خود را توسعه داده است.

مراحل نخستین این حرکت به صدور بیانیه حقوق بشر و شهروند سال1789 میلادی در انقلاب فرانسه انجامید. مسئله حقوق و آزادی به زودی در قوانین اسای کشور های دیگر راه پیدا کرد. کشورهلند در سال 1798 ،سوئددر سال 1809، اسپانیا در سال 1812، نروژ در سال 1814 ،بلژیک در سال 1831 ،دانمارک در یال 1849 ، و پروس در سال 1850 به جرگه کشورهای دارای قانون اساسی  مکتوب پیوستند . ظاهرا در حال حاضر همه کشور های پیشرفته و مهم جهان ، جز انگلستان و نیوزلند و اسرائیل ، دارای قوانین اساسی مکتوب هستند که فصولی از آن به حقوق و آزادی های فردی و سیاسی اختصاص یافته است. در انگلستان اگرچه قانون اساسی مکتوب وجود ندارد لیکن سندی به نام لایحه قانون ، حتی پیش تر از فرانسه ، یعنی در 19 فوریه سال 1689 به تصویب پادشاه رسیده بود . به موجب این لایحه تعلیق یا الغای قوانین ، تشکیل محاکم و وضع مالیات ها بدون موافقت قبلی پارلمان ممنوع گردیده و آزادی انتخابات و مباحثات پارلمانی تضمین شده بود. به طور کلی این اندیشه در طول قرن شانزدهم و هفدهم میلادی در اروپا جا افتاده بود که : خداوند رعیت را برای پادشاه نیافریده است که هرچه او گفت ، از بد و خوب و صواب و ناصواب ،انجام دهد و چون برده از او فرمان برد بلکه پادشاه برای رعیت است که اگر رعیت نباشد پادشاه نیز نیست.

بدین گونه آن حق الهی و آسمانی که هواداران سلطنت برای پادشاه قایل بودند مورد تردید قرار گرفته و فلسفه سیاسی عصر روشن اندیشی به موازات پیشرفت علوم طبیعی  زمینه را برای تلقی جدید از روابط مردم با مردم با حکومت آماده کرده بود. نضج  شکوفایی این اندیشه ها که با نوشته های هابز و برک ولاک و هیوم و بنتام و میل در بریتانیا و مونتی و روسو و ولتر و منتسکیو و توکویل در فرانسه شروع شد در سیصد سال اخیر ، تقریبان بدون هیچ وقفه و گسستگی ، همچنان ادامه یافته و به تاسیس رشته ای از حقوق که به نام حقوق بشر شناخته می شود منتهی گشسته است.

ادامه دارد...

|+| نوشته شده در  جمعه 1386/02/14 ساعت 8:5 PM  توسط پارسه  | 

اعلامیه جهانی حقوق بشر
در خانه اگر کس است، محمد علی موحد

همراه اعلامیه جهانی حقوق بشر

دیباچه:

اراده مردم اساس اقتدار حکومت است.                         اعلامیه جهانی حقوق بشر

قانون هم مثل بسیاری از چیزهای دیگر رده بندی و سلسله مراتب خاص خود را دارد. یک رده قوانین ملی داریم که وظیفه آن تنظیم روابط در داخل کشور است و یک رده  قوانین بین المللی که روابط میان دولت ها را در سطح جهانی معین می کند. قوانین داخلی سلسله مراتبی دارد. مثلا در قوانین کیفری درجه بندی جرایم و مجازات ها نشانگر میزان اهمیت آن هاست. یک تخلف رانندگی به لحاظ اهمیت با ادم کشی و راهزنی و خیانت در امانت یکسان نیست و قانون اساسی به لحاظ سلسله مراتب در بال سر همه قوانین ملی جای دارد. همچنان که قانون ملی افراد را در برابر یکدیگر ملتزم می گرداند، قانون بین المللی هم موجب تعهد و التزام دولت ها در برابر یکدیگر است. تعهداتی که یک دولت در قلمرو حقوق بین المللی بر عهده می گیرد به لحاظ اهمیت در بالا ترین درجه است. هیچ دولتی نمی تواند در پناه قانون مای خود از زیر بار تعهدات بین المللی که دارد و حقوق بشر در راس همه آن هاست شانه خالی کند.

اینک حقوق بشر در مرکز توجه جهانیان قرار گرفته و معیار مشروعیتو مقبولیت کومت ها گردیده است  هیچ حکومتی اتهام بی اعتنایی به حقوق بشر را بر نمی تابد. معیار مشروعیت در جهان کهن عدالت بود که حکومت ها را به دسته عادله و جایره تقسیم می کردند. اما عدالت آرمانی است بسیار گسترده و پر ابهام ، که هر کس به زبانی سخن از وصف آن می گوید و تصوریدیگر گونه از آن دارد. افلاطون چهار فصل اول از شاهکار خود جمهوری را به بحث از عدالت تخصیص داده است تا مبنای مدینه فاضله ای را که می خواهد تشکیل دهد روشن گرداند. عدالت افلاطونی آرمانی آسمانی است ومدینه فاضله یعنی نظام حکومتی که او طرح ریزی می کند ، هیچگاه در عالم فعل تحقق پذیر نیست و از همین رو شاگرد او ارسطو به معارضه با استاد بر خاسته و طرحی دیگر ارایه کرده است. بحث هایی را که در طول بیست و پنج قرن پس از افلاطون در این باره مطرح گردیده است .

پس نگاهی می افکنیم بر مضمون موادی چند از اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های آن که سال ها پیش به تصویب قوه قانون گذاری ایران رسیده و  جزو قوانین لازم الاجرای ما گردیده است:

اعلامیه جهانی حقوق بشر ، ماده ۲۱

هر کس حق دارد که در حکومت کشور خود مستقیما یا به واسطه نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشند مشارکت کند...اراده مردم اساس اقتدار حکومت است ؛ این اراده باید از طریق انتخابات ادواری سالم ... ابراز گردد.

اعلامیه جهانی حقوق بشر ،ماده ۲۸

نظام مدنی ر کشور باید خود را با این اصول و مبانی وفق دهد و چنان عمل کند که تحقق کلیه حقوق و آزادی های مقرر در این اعلامیه به طور کامل میسر شود.

اعلامیه جهانی حقوق بشر ،ماده ۲۹

هر کس فقط در قبال جامعه ای ... که رشد آزاد و کامل شخصیت او را امکان پذیر سازد متعهد است.

میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی ،ماده ۱۰۱۹

هیچ کس را نمیتوان به مناسبت عقایدش مورو مزاحمت و اخافه قرار داد.

میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی ،ماده ۲۰۲۰

هرگونه دعوت یا ترغیب به کینه ملی یا نژادی یا مذهبی که محرک تبعیض یا مخاصمه یا اعمال زور باشد به موجب قانون ممنوع است.

میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی ،ماده ۲۰۱۴

هر کس به ارتکاب جرمی متهم شده باشد حق دارد بی گناه فرض شود تا این که مقصر بودن او بر طبق قانون محرز بشود.

میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی ،شق الف از ماده ۲۰۱۴ 

متم باید در اسرع وقت و به تفصیل به زبانی که او بفهمد از نوع و علل اتهامی که به او نسبت داده میشود مطلع گردد.

این ها نمونه هایی است از اصولی که در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های ان آمده و ایران به لحاظ حقوقی ملزم به رعایت آن هاست.حقوق بشر جنبه جهانی دارد. دستاورد اقلیمی خاص و کشوری خاص نیست. بر آمد و اوج آرمان هایی است که از دو هزارو پانصد سال پیش ، چه در لباس فلسفه و چه در لباس مذهب ، به خاطر بزرگداشت و عزت و حرمت و ازادی و برابری انسان ها عرضه شده است. این آرمانها به همان اندازه که شرقی است ، غربی هم هست و به همان اندازه که غربی است شرقی هم هست و درست نیست که انگ و رنگ تعلق به منطقه خاصی بر آن زده شود.

آری نگرش ابزاری غرب در حقوق بشر واقعیتی دل آزار است. هر حقی ممکن است مورد سوء استفاده قرار گیرد. در جلو سوء استفاده از حق باید ایستاد و مقاومت نمود ولی به عذر آن که حقی مورد سوء استفاده قرار گرفته است نمیتوان آن را انکار کرد.

سوء استفاده از حق بحث تازه ای است ه از اوایل قرن بیستم مورد توجه صاحب نظران علم حقوق قرار گرفت است. هر چه دامنه حقوق گسترده تر می شودآفات سوء استفاده از حق نیز محسوس تر می گردد. دولت های امروزی سازمان های بسیار وسیع و کارگزاران بی شمار دارند و برای هر یک از سازمان ها و کارگزارهای دولت اختیارات و حقوقی مقرر  است و آن حقوق و اختیارات ممکن ایت در هر آن و در هر قلمرو مورد سوء استفاده قرار گیرد. دولت در این معنی شاملهر سه قوه اجراییه و قضاییه و مقننه است و کارگزان دولت همه شاغلین مناصب و مقامات کشوری و لشکری و قضایی و اعضای شوراهای قانون گذاری را شامل می شود.هر کس در هر گوشه از این سازمان عظیم دولت نام، که سمتی دارد حقوق و اختیاراتی هم دارد و میتواند از حقوق و اختیارات خود سوء استفاده کند. سوء استفاده در این جا لزوما توأم با سوء نیت نیست و اگر هم سوء نیتی در میان باشد لزوما در معنی (سوبژکتیف) آن نیست ، و در معنی عینی(ابژ کتیف) آن است. قهرمانانی هستند که  با وجدانی راحت به اتکای حقوق و اختارات قانونی خود عمل می کنند. میگویند قانون است و ما مطابق آن کار می کنیم . اما قانون که زبان ندارد. مسئله این نیست که او حق ندارد مسئله این است کهاو از حقی که دارد بدجوری استفاده می کند ، طوری عمل می کند که نقض غرض می شود.

حکم قانون برای خاطر تامین و تضمین مقاصدی است که در اصطلاح فقها مصالح (جمع مصلحت) نامیده می شود و این اصل مهمی است که مقامات عمومی همواره باید به یاد داسته باشند و راهی در پیش نگیرند که مصلحتی را که قانون به خاطر آ وضع شده  پایمال کنند. زیرا حق و اختیاری که برای مقامات عمومی ، هرکس و در هرجا که باشد، در نظر گرفته می شود برای آن نیست که وسلله خودنمایی و رجز خوانی و اظهار قدرت گردد.

ادامه دارد...

|+| نوشته شده در  پنجشنبه 1386/02/13 ساعت 4:41 AM  توسط پارسه  | 

چگونگي يورش سپاه اسلام به ايران

متاسفانه درباره چگونگی مسلمان شدن ايرانيان سخنهای بسياری گفته شده است که همه با هم مغایر هستند . اين تحقيق به همه ايران دوستان تقديم ميگردد . منابع آن برگرفته شده از تاريخ نويسان بزرگ اسلام ( بلاذری - ابن خلدون - ابن حزم - مسعودی - طبری - شویس عدوی - ابن هشام و . . . ) می باشد .

 

 

 

دلايل فروپاشی ساسانيان - چگونگی مسلمان شدن ايرانيان

 

(قسمت اول)

 

در واپسین سالهای شاهنشاهی ساسانی اوضاع کشور آشفته گردید . به طوری که بعد از پادشاهی انوشیروان دادگر هرمزد بر تخت نشست و بعد از او خسرو پرویز که این دوره ها به نام دوره های شکوه و جلال ایرانیان نام گرفته است . ولی بعد از آنها در مدت کمتر از 6 سال در حدود 6 پادشاه بر تخت نشستند و اوضاع کشور رو به هرج و مرج میرفت . در سال 12 هجری یزدگرد سوم در یک کودتا نظامی توسط افسری به نام رستم فرخزاد بر تخت نشست تا شاید ایران به نظم گذتشه خود بازگردد . ولی یزدگرد جوانی میهن پرست ولی بی تجربه بود که برای پادشاهی لیاقت کافی نداشت . سلطنت او هیچ تاثیری در مرتب کردن اوضاع اجتماعی آن زمان نداشت و ایران به مرز فروپاشی و یا شاید بتوان گفت دور جدیدی از شاهنشاهی که افسران پارتی برای آن مبارزه میکردند قرار داشت . زیرا افسران پارتی در داخل با ارتش یزدگرد مقابله میکردند تا در یک کودتای نظامی به سلسله ساسانیان خاتمه دهند و سلسله جدیدی از پارتیان را روی کار بیاورند . با تمام این تواصیف در سال 11 هجری ابوبکر در مدینه به جای پیامبر نشست و جنگهای خونین را آغاز کرد که با نام "رده" معروف گردید . او همه قبایل مدینه را متحد کرد و با نام الله همه را در زیر یک پرچم در آورد . خیزشی بزرگی در عربستان آغاز شده بود تا مرزهای عراق و ایران را از آن خود کنند . زیرا عربستان از صحراهای سوزان و گرم و غیر قابل زندگی تشکیل میشد و آنان در آرزوی دست یافتن به مکانهایی سرسبز و آب و علف دار بودند . ولی ایرانیان که در ایران از تمام این موارد برخوردار بودند آنان را تمسخر میکردند و اهمیتی به آنان نیمدادند به قول فردوسی بزرگ بخت از ساسانیان برگشته بود و کشور در آستانه تحولی نو و شاهنشاهی جدیدی قرار داشت .

http://ehsansaadat.blogfa.com/

|+| نوشته شده در  پنجشنبه 1386/02/13 ساعت 1:17 AM  توسط پارسه  |