تبليغاتX
من یک ایرانیم

فراخوان کانون وبلاگ نويسان ايران ( پن‌لاگ ) برای نجات جان کيانوش سنجری
کانون وبلاگ نويسان ايران- پن‌لاگ از تمامی نهادهای حقوق بشری بخصوص کميساريای عالی پناهندگان سازمان ملل، درخواست دارد برای نجات جان کيانوش سنجری فعال سياسی، وبلاگ نويس و عضو کانون وبلاگ نويسان ايران که از بيم جان خود بعد از تحمل زندان، شکنجه و فشارهای گوناگون ناگزير به ترک غيرقانونی ازکشور ايران شده است و در وضعيت نامناسبی در کردستان عراق بسر می‌برد اقدامات لازم را جهت تامين امنيت و تسريع پذيرش پناهندگی او به عمل آورند
کانون وبلاگ نويسان ايران، پن‌لاگ، از همه سازمان‌ها و نهادهای حقوق بشری تقاضا دارد، با توجه به شرايط نابسامان امنيتی در عراق، احتمال وجود توطئه از سوی دستگاه امنيتی نفوذی جمهوری اسلامی ايران در عراق برای بازگرداندن کيانوش سنجری به ايران، کارشکنی مقامات مسئول پناهندگی و يا هرگونه خطر ديگری در روند پناهندگی ايشان، به ياری کيانوش سنجری بشتابند
|+| نوشته شده در  جمعه 1386/03/25 ساعت 2:34 AM  توسط پارسه  | 

از تاکید بر عدم مداخله دولت تا تاکید بر لزوم مداخله

 

حقووق بشر در مراحل نخستین پیدایش خود بر تاکید بر آزادی های منفی داشت. مقصود اصلی در این مرحله مشخص کردن جنبه هایی در زندگی فردی بود که می بایست از موداخله دولت و نضامات و قوانین آن در عمان بماند.همه تاکید بر آن بود که دولت در این زمینه ها دخالت نکند و مردم را  آزاد بگذارد. اما درمرحله دوم کم کم این اندیشه مطرح شد که التزام دولت به مداخله نکردن در این زمینه کافی نیست بلکه دولت باید در مواردی متکلف گردد که از صورت ناظر بی طرف خارج شود و خود را موظف بداند که اقداماتی برای تحکیم حقوق و آزادی های فردی انجام دهد.جلوگیری از ادامه بی عدالتی ها ،و پیروزی بر نابرابری های اقتصادی و اجتماعی که گاهی ریشه در قرون و اعصار دارد به صرف عدم ماخله دولت حاصل نمیشود. دولت نه تنها باید ملتزم باشد که بی عدالتی ها را دامن نخواهد زد و نابرابری ها را نخواهد افزود بلکه باید در رفع آن ها نیز بکوشد نه تنها باید ملتزم باشد که نا برابری ها را تقویت و تحکیم نخواهد کرد بلکه باید عملاً در مبارزه برای براندختن آن ها اقدام کند و این فکر جدید ثمره الهامی است که از تعالیم سوسیالیستی گرفته شد و مسیر حقوق بشر را تغییر داد.

به عنوان مثال یاد آور میشویم که یکی از حقوق مقرر در ماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر آموزش و پرورش است:( هر کس حق دارد که از آموزش بهره مند شود.) آموزش مورد نظر در این ماده معطوف به ( رشد کامل شخصیت انسانی و تقویت حس احترام نسبت به حقوق بشر و آزادی های اساسی ) است. پیداست که مقصود از تاسیس این حق در درجه اول برخوردار کردن کودکان از موهبت آموزش و پرورش است. صاحب حق درواقع خود کودک یا والدین او،و متعهد اجرای آن دولت است. اما باید دید که دامنه این تعهد اجرایی تا کجا گسترده می شود؟ آیا صرفاً آزاد گذاشتن صاحب حق کفایت می کند یا دولت باید کمک های علمی در انجام این امر را نیز بر عهده بگیرد. قانون اساسی ایران شق دوم را برگزیده است. بند 3 از اصل سوم این قانون ( آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان  برای همه در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی) را وظیفه دولت می داند و بند 4 همان اصل دولت را به ( تاسیس مراکز تحقیق و تشویق محققان ) مکلف دانسته و آنگاه در اصل سی ام دولت را متعهد کرده است که (وسایل تحصیلات عالی را تا سر حد خود کفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد).

درجه بندی حقوق و آزادی ها

زمانی که از آزادی های مدنی و حقوق سیاسی سخن می گوییم آن را به 2 گروه تقسیم میکنیم : گروهی مشتمل بر حقوق و آزادی های اولیه  مانند آزادی شخصی ، امنیت، مالکیت ، آزادی کسب و کار؛ و گروهی دیگر مشتل بر آزادی های مکمل مانند آزادی اندیشه و بیان، آزادی مذهب، آزادی اجتماعات و غیره. این آزاد های مکمل روز به روز تنوع بیشتر و گسترش بیشتر پیدا کرده و در رده بندی های تازه تر به عنوان نسل دوم و سوم حقوق بشر مشخص گردیده اند. در مسیر این پیشرفت و تنوع با یک رشته از حقوق و آزادی های سرو کار پیدا می کنیم که روی سخن در آنها نه با فرد یا افراد بلکه با گروه ها و جوامع است. مثلاً آنجا که از حق توسعه اقتصادی و سیاسی یا حق بر خورداری از محیط یا جامعه سالم یا حق خود مختاری سیاسی و اجتماعی و حق بهره مندی از ثروت های طبیعی و امثال ان بحث می شود، این حقوق به ملت ها و کشور ها تعلق پیدا می کند و فرد فرد آدم ها به لحاظ بستگی به ملت و کشور است که از آن حقوق  بهره می گیرند. مقررات ماده 27 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی راجع به حق اقلیت ها و ماده 1 همان میثاق و نیز ماده 1 میثاق بین المللی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی درباره حق خود وختاری ، آزادی و برابری ملت ها و همچنین حق ملت ها بر ثروت های طبیعی خود از مصادیق این نوع حقوق است که برای تمایز از حقوق فردی آنها را حقوق منتسب به گروه ها یا (حقوق دسته جمعی) نامیده اند.

از یک نظرگاه دیگر نیز حقوق و آزادی ها را بر دو بخش تقسیم کرده اند:بخش اول، حقوق ناظر بر آزادی گزینش مانند این که فرد آزاد باشد نوع پوششی را که برای تن خود می پسندد برگزیند یا در انتخاب مذهب  موطن خود آزاد باشد تا به هر دینی که م یخواهد درآید یا در هر نقطه ای از جهان که می خواهد زندگی کند. و بخشی دیگر  حقوق بهزیستی ناظر بر تمتع و بر خورداری از مواهب زندگی مانند اینکه فرد از تسهیلات آموزشی و بهداشتی و مزایای سلامت محیط زیست و شرایط و امکاناتی که به بهبود وضع زندگی مربوط میشود بهره مند گردد. بخش اول فرد را به تفنن و انتخاب در فضای رنگین و متنوع زندگی قادر می سازد، و بخش دوم آن فضا را از کیفیت و غنای هر چه بیش تر بر خوردار میگرداند.

این حقوق و آزادی ها در واقع مجمو عه ها یا منظومه هایی را تشکیل میدهند.در مرکز این منظومه ها حقوق و آزادی های اصل و اساسی قرار دارند که لازم و ملزوم انسانیت انسان به شمار می آیند؛ به این معنی نمیشود آنها را از انسان جدا کرد و نفی نمود، مانند حق حیات ، آزادی ازبردگی ، مصونیت از شکنجه ، برابری در مقابل قانون ، حق آزادی اندیشه و وجدان و مذهب. منظومه های دیگری در حول محور اصلی میچرخند عبارت اند از : الف:حقوق متفرع بر امنیت شخصی مانند حق دسترسی به دادگاه ،آزادی از توقیف و بازداشت خود سرانه، برخورداری از دادرسی بی طرفانه، داشتن حق دفاع، دسترسی داشتن به وکیل ، اصل برائت، اصل قانونی بودن جرم و مجازات ، عطف به ماسبق نشدن قانون، مصونیت زندگی فرد و خانواده از مداخلات،مصونیت مکاتبات و ثروت و آبروی افراد.

ب:حقوق مربوط به زندگی سیاسی مانند آزادی اجتماعات،آزادی بیان و مطبوعات، آزادی ورود به خدمات دولتی و مشارکت مستقیم یا نا مستقیم در اداره امر کشور ، آزادی انتخابات ، حق مهاجرت و تغییر تابعیت.

ج:حقوق اقتصادی و اجتماعی مثل حق کار ، حق آزادی انتخاب شغل،حمایت شدن در برابر بیکاری، برخورداری از سطح متعادل بهداشت و رفاه، تامین در برابربیکاری و بیماری و ناتوانی و سالخوردگی و کار افتادگی، آموزش آزاد و مجانی در سطوح ابتدایی.

 

|+| نوشته شده در  جمعه 1386/03/25 ساعت 0:47 AM  توسط پارسه  |