تبليغاتX
من یک ایرانیم

در خصوص اعمال مجازات قطع دست و پا: قوانین باید اصلاح شوند
در خصوص اعمال مجازات قطع دست و پا: قوانین باید اصلاح شوند 
 دو مرد جوان در استان فارس به اتهام لواط، به اعدام از طریق پرتاب از بلندی محکوم شدند. هفته گذشته نیز پنج نفر در استان سیستان و بلوچستان به اتهام محاربه و فساد فی‌الارض، به قطع دست راست و پای چپ محکوم گردیدند.صدور و اجرای این احکام با اعتراضاتی در داخل و خارج کشور روبرو شده‌است. از جمله کانون مدافعان حقوق بشر با انتشار بیانیه‌ای ضمن اعتراض به صدور این احکام، اعمال اینگونه مجازات‌ها را مغایر با ضوابط بین‌المللی حقوق بشر و همچنین در تعارض با هدف اعمال مجازات یعنی اصلاح مجرمین دانسته‌است.در حالی که اعتراضات در داخل و خارج از کشور نسبت به اجرای حکم قطع یک دست و یک پا برای پنج متهم در ایران هنوز ادامه دارد، در اقدام مشابه دیگری، دادگاه کیفری استان فارس دو جوان را که متهم به تجاوز به دو همجنس خود بودند، به اعدام از طریق پرتاب از بلندی محکوم کرد.

طبق قانون مجازات اسلامی، حکم لواط اعدام است اما روش آن به عهده قاضی گذاشته شده‌است و قاضی شعبه دوم دادگاه کیفری استان فارس، برای دو متهم به لواط، روش اعدام پرتاب از بلندی را انتخاب کرده‌است.این حکم که به گزارش روزنامه قدس، دیوان عالی کشور نیز آن را تأیید کرده، همانند حکم قطع دست و پا، مورد اعتراض فعالان حقوق بشر در داخل و خارج از کشور قرار گرفته است.کانون مدافعان حقوق بشر نیز در بیانیه‌‌ای به صدور و اجرای اینگونه احکام اعتراض کرده و خواستار توقف صدور چنین احکامی شده‌است.

 عبدالفتاح سلطانی، عضو کانون مدافعان حقوق بشر، صدور این احکام را مغایر با اصل قانونی بودن جرم و مجازات می‌داند: «این مسایل بر اساس فقه متاسفانه مطرح می‌شود و حال آنکه اصل ۳۶ قانون اساسی گفته است، اصل قانونی‌بودن جرم و مجازات می‌گوید باید براساس قانون عمل کرد. متاسفانه گاهی وقتها براساس فقه، آن هم فقهی که بهرحال روی‌اش بحث است، چون اطلاع دارید که بعضی از فقها اصلا حدود و قصاص، حد لواط و امثال آن را می‌گویند، فقط توسط امام معصوم باید اجرا شود و در زمان غیبت امام معصوم نمی‌شود اجرایش کرد. ولی حالا فعلا در مملکت ما حداقل برخی معتقدند که می‌شود اجرایش کرد».سلطانی، همچنین در مورد صدور حکم قطع دست و پا برای متهمان به فساد فی‌الارض می‌گوید که برای این جرم، چهارنوع مجازات در نظر گرفته شده و قاضی بنا بر تصمیم خود می‌تواند هرکدام از این چهار نوع را انتخاب کند: «در رابطه با محارب، یعنی کسانی که محارب شناخته می‌شوند، چهارتا مجازات برایشان در نظر گرفته شده است: یک، اعدام است، دومی تبعید، سومی به صلیب کشیدن و چهارمی هم قطع دست راست و پای چپ است. این چهار مجازات به اختیار قاضی هرکدام را می‌خواهد می‌تواند انتخاب کند».

کانون مدافعان حقوق بشر در بیانیه خود همچنین خواهان بازنگری در قوانین جزایی ایران با توجه به شرایط زمانی و مکانی شده‌است.عبدالفتاح سلطانی نیز تغییر قوانین را اولین قدم در این راه می‌داند: «ما اول باید قوانین را اصلاح بکنیم. این اساسی‌ترین قدمی‌ است که باید صورت بگیرد. مطلب دوم، تا زمانی که این قوانین وجود دارد، حداقل به نظر من باید توصیه بشود به قضات، وقتی دستشان باز است و چهار مجازات تعیین‌ شده است، از مجازات خفیف‌تری استفاده کنند، مثل تبعید».وی سپس به وجود دو جریان در قوه قضائیه اشاره کرده و می‌گوید یک جریان خواهان اجرای مو به مو و بند بند قوانینی است که از فقه شیعه اثنی‌عشری استنباط شده‌اند در حالی که به اعتقاد وی جریان دیگری وجود دارد که معتقد به تطبیق قوانین فقهی با شرایط زمان و مکان است.

http://www.comiteyebohran.blogfa.com/post-344.aspx

|+| نوشته شده در  جمعه 1386/10/21 ساعت 5:21 PM  توسط پارسه  | 

قطع گسترده گاز درآذربایجان

آزاد تبریزبا گسترش بحران قطعي گاز در استان اردبيل تا كنون گاز 7 شهرستان شامل خلخال، مشكين شهر، نمين، بيله سوار، پارس آباد، گرمي و كوثر بين 70 تا 100 درصد قطع شده است.  به گزارش خبرگزاري فارس از اردبيل، در چنين شرايط بحراني كار توزيع نفت و نان توسط فرمانداري‌ها آغاز شده و عده‌اي سودجو نيز در چنين شرايطي اقدام به فروش وسايل نفت سوز با دو برابر قيمت كرده اند.

http://www.comiteyebohran.blogfa.com/

|+| نوشته شده در  جمعه 1386/10/21 ساعت 5:17 PM  توسط پارسه  | 

در اعتراض به بازداشت دانشجویان ،شکنجه آنها ومجازات اعدام در ایران
در اعتراض به بازداشت دانشجویان ،شکنجه آنها ومجازات اعدام در ایران

در روز ۱۲ ژانویه،در ساعت ۱۲ظهر در مقابل مجلس در اسلو در نروژ، تظاهرات برگزار خواهد شد.

این تظاهرات به صورت مشترک توسط کیانوش سنجری و  Amnesty International  برگزار خواهد شد.

http://amnesty.no/web.nsf/pages/4EC9685E398BFFDBC12573CC003636FA


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  جمعه 1386/10/21 ساعت 5:16 PM  توسط پارسه  | 

اطلاعیه آیت الله کاظمینی بروجردی
موضوع رفراندم و تحریم انتخابات

بدین وسیله به آگاهی هم وطنان ونیروهای مترقی جامعه و فرزندان عزیزم در سراسر کشور میرسانم اکنون که سرنوشت من در گوشه زندان بند ۲۰۹ زندان اوین در حالت نظار به سر می برم از پیشگاه خداوند یکتا برای همه شما دعا می نمایم و ضمن اعتراض به بازداشت خود و دیگر خانواده هائی که به اتهام های واحی در زندان به سر می برند واین همه ظلم و تبعیض و بیداد گری که بر سرنوشت ما سایه افکنده ما حصل چیست؟

در طول یکی دوسال اخیر موج دستگیری آزادیخواهان ومبارزین غیور وطن چنان شتاب عجیب گونه ای به خود گرفته است که لایه های و طبقات شریف کارگری ، زنان ، معلمان، وهم چنین دانشجویان عزیز این آینده سازان مملکت مورد تفقد مهرورز جمهوری اسلامی قرار گرفته اند که بسی جای تأسف فراوان است.

من از تمامی مجامع حقوق بشر و نهاد های بین المللی مدافع حقوق بشر و انسانهای آزادیخواه در سراسر جهان می خواهم که بر علیه حکومت ستم دینی حاکم برایران و محکومیت جنایات ضد بشری در ایران اقدام عاجل بفرمایند، وهمچنین درخواست برای یک رفراندوم آزاد زیر نظر سازمان ملل نظامی مردم سالار را برای کشورشان بر گزینند، باید به آینده اندیشید و برای ساختن آینده ای بهتر برای خود و فرزندان وارد عمل شویم، دنیای متحرک و فعال امروز در انتظار هیچ کس نمی ماند، اگر نتوانیم که هر چه زودتر خود را با محیط پیرامون خود همساز کنیم جز اضمحلال ونابودی در انتظارمان نخواهد بود.

قدم اول به سوی آینده ای بهتر از میان بر داشتن موانع مسدود کننده را ه آینده است، بزرگترین مانع پیشرفت وسعادت ملی ما وجود منحوس جمهوری اسلامی در تمامیت آن است. آینده را زمانی با دنیا و تحولات آن دمساز کرد که خود حاکم بر مقدرات خود باشیم واجازه ندهیم مشتی از همه جا بی خبر، فاسد ، متعصب، و کوتاه نظر مانع تلاش یک ملت برای قرار گرفتن در جایگاه مناسب خود در میان ملتهای پیشرو و سعادتمند جهان شوند.

امروز مسئله حقوق بشر در سراسر گیتی مطرح است باید واقعیتها ی ایران را به اطلاع جها نیان رساند وبا بیدار کردن افکار عمومی نگذاشت یک بار دیگر سرنوشت ملت ایران دست خوش ساخت و پاخت های بین المللی شود ، و ما سازمان ملل را فرا می خوانیم، که یک انتخابات آزاد را برای ملت ما نمایندگانی اعزام و آینده روشنی برای ملت ایران رقم بزند. سازمان ملل باید برای سازمانهای ملتها قدم بردارد و نه سازمانی برای دولهای دیکتاتور و خود کامه که با نیرنگ و ریا و چپاول أرای مردم و ناقص حقوق بشر بر صدر مصطبه بر نشسته تحریف واژگان راستین وقلب معنای حقیقت می نمایند، و ما از فززندان خود خواهانیم عدم وجود نمایندگان سازمان ملل در هیچ گونه انتخاباتی که حکومت جمهوری اسلامی را سرپا نگهدارد شرکت نکنند.

زندانها ی ایران از جمله (اوین) با دیوارهایی از شرم و آزرم سالهاست که به میزبانی مردان بزرگی است ، که تنها سلاحشان قلم واندیشه است وخواستار جدائی دین از سیاست هستند، کسانی که ولایت امام معصوم را در امارت سیاسی او تبلیغ می کنند ، مغرض هستند ، وباید به آنها پشت کرد. ولایت امام معصوم ، ولایتی در عمق وجود است وحکومتی جبروتی بر تمام عالم ، به امید آنکه در راهی که گام بر داشته ایم مقبول نظرافتد ودر تعالی واحیاء جامعه ایران منشأ اثر گردد،

آیت الله سیدحسین کا ظمینی بروجردی{ زندان اوین } بند ۲۰۹

***

۱ / دفتر سازمان ملل

۲/ رونوشت مجامع حقوق بشر

سازمان عفو بین الملل
سازمان ديد بان حقوق بشر
سازمان صليب سرخ جهاﻧﻰ
دفتر كميسرياى عاﻟﻰ حقوق بشر سازمان ملل متحد
اعلامیه ی جهانی حقوق بشر
ديوان بين المللي دادگسترى
ديوان دائمي داوري ، لاهه
ديوان كيفري بين‌ المللي
ديوان اروپايي حقوق بشر

ثبت وتکثیر: از دفتر اروپائی آیت ا لله سید حسین کاظمینی بروجردی در اروپا

به کلیه رسانه ها وسایتهای الکترونیکی ومجامع حقوق بشر .

جهانگیر صالحی

کمیته بحران زندانیان سیاسی

|+| نوشته شده در  شنبه 1386/10/15 ساعت 0:13 AM  توسط پارسه  | 

بانوهای تاریخ ایران

 



دغدویه

مادر زرتشت که اصلا از شهر ری بود و در آنجا با کوی ها و کرپن ها که مردم را گمراه می کردند و از آنها مرتب فدیه و قربانی می خواستند و دین را وسیله ای برای رسیدن به امیال و خواستهای ناروای خود کرده بودند به مبارزه پرداخت. پدر و مادرش چون جان او را در خطر دیدند او را نزد یکی از نزدیکان خود به آذربایجان فرستادند او در آنجا با پوروشسب ازدواج کرد و ثمره این پیوند همایون، زرتشت پیامبر بزرگ ایرانیان است

پوروچیستا
پوروچیستا ششمین و کوچکترین فرزند زرتشت و سومین دختر اوست. معنی پوروچیستا یعنی پردانش. در گفتار زرتشت که برای ما باقی مانده است از او با پوروچیستا بیش از فرزندان دیگرش سخن واندرز مانده است، یکی از مهمترین سخنان زرتشت با پوروچیستا درباره همسری با جاماسب حکیم، وزیر شاه گشتاسب و منجم و ستاره شناس معروف زمان است. زرتشت به دخترش می فرماید: "پوروچیستا، جاماسب خواهان همسری با توست و تو را از من خواستگاری کرده است من او را برای همسری تو مناسب می دانم ولی تو با خرد مقدست مشورت کن ببین آیا او را شایسته همسری خود می دانی یا نه؟" این گفتار زرتشت یک حقیقت مسلم را آشکار می سازد و آن این است که دختر در آئین زرتشت درانتخاب همسر آزاد است و عقیده پدر بر او تحمیل نمی گردد. همچنین قسمتی از اندرزنامه زرتشت به پوروچیستا در موقع گواه گیری او با جاماسب اکنون هنگام گواه گیری دختران و پسران زرتشتی از طرف موبد بازگو می گردد

رکسان یا رکسانا
رکسان یا رکسانا یا روشنک دختر داریوش سوم است که بنا به مقتضیات سیاسی و برای انجام حسن رابطه بین یونان و ایران، همسری اسکندر را پذیرفت

پانته آ
یکی از زنان فداکار زمان کوروش، او همراه همسرش که فرمانده سپاه کوروش بود به میدان جنگ رفت. همسرش در میدان جنگ کشته شد. به درخواست پانته آ مراسم با شکوهی برای همسرش برپا شد و آرامگاه مجلل و شایسته ای برای او ساختند. پانته آ پس از سخنرانی مهیجی که برای لشکریان کوروش ایراد کرد و آنان را به ادامه رزم و پیروزی تشویق نمود بر بالای آرامگاه همسرش با خنجری که همراه داشت خود را کشت

موزا
زن فرهاد چهارم و مادر فرهاد پنجم که در سکه های مکشوفه از زمان اشکانیان تصویر این ملکه مقتدر اشکانیان کنار پسرش فرهاد پنجم بر روی سکه ها منقوش است

آريا تس
تاريخ نويسان يونان از اين بانوی ايرانی دوران هخامنشی در جای جای تاريخ به نيکی ياد کرده اند

آرتا
آرتادخت وزیر خزانه داری در زمان اردوان چهارم اشکانی. به گفته کتاب اشکانيان اثر ياکونوف روسی خاور شناس بزرگ او ماليات ها را سامان بخشيد و در اداره امور مالی خطائی مرتکب نشد و اقتصاد امپراتوری پارتيان را رونق بخشيد

ارشیا
از زنان با کفایت دوران هخامنشی

آرتمیس
آرتمیس یا آرتمیز از زنان بنام زمان هخامنشیان که فرماندهی یکی از ناوگانهای خشایارشاه را در جنگ ایران و یونان به عهده داشت در حالی که بسیاری از ناوگانهای دیگر که تحت فرماندهی مردان بود از دشمن شکست خورد ، ناوگان تحت فرماندهی ارتمیس بر یونانیان پیروز شد

پروشات
یکی از زنان مشهور دوران هخامنشی

ماندان
ماندان یا ماندانا دختر آژی دهاک آخرین پادشاه ماد که همسر کمبوجیه پدر کوروش شد و از این وصلت کوروش متولد گردید. او در تربیت و نیز انتقال قدرت به کوروش سهم بسیار موثری داشت

آتوسا
دختر کوروش و همسر با کفایت کوروش و مادر خشایار شاه . ملکه بيش از 28 کشور آسيائی در زمان امپراتوری داريوش بزرگ. هردودوت پدر تاريخ از وی بنه نام شهبانوی داريوش بزرگ يادکرده است. آتوسا چندين بار در لشکر کشی های داريوش بزرگ ياور روحی و فکری او بوده. چندين نبرد مهم تاريخی به فرمان ملکه آتوسا صورت گرفته است

شهرناز و آرنواز
خواهران جمشید جم

فرانک
همسر آبتین و مادر فریدون که در رهاندن و زنده ماندن فریدون از دست دژخیمان ضحاک رنجها برد و در به قدرت رسیدنش نقش اساسی داشت

سیندخت
همسر خردمند مهرآب کابلی و مادر رودابه و مادربزرگ رستم که در همسری زال و رودابه و جلب موافقت مهرآب پدر رودابه به این وصلت نقش مهمی داشت و نیز در موقع تولد رستم از مادر، سیندخت یار و مددکار دخترش رودابه بود. کوتاه سخن اینکه سیندخت یکی از خردمندترین چهره های شاهنامه است

رودابه
دختر مهرآب کابلی و همسر زال و مادر رستم که به روایت شاهنامه دلباختگی زال به او یکی از زیباترین صحنه های شاهنامه است. رودابه در موقع تولد رستم اولین سزارین را انجام داد. بنابراین، چنین زایمان ها را باید "رستمی" گفت نه سزارین. زیرا سزار قرن ها پس از تولد رستم به دنیا آمده است

تهمینه
دختر زیباروی پادشاه سمنگان که شبی همسر رستم بود. ثمره آن تولد سهراب است که داستان زندگی و مرگ دردناکش به دست پدر در شاهنامه فردوسی به تفصیل آمده است. تهمینه برای آنکه تمام وقت خود را صرف پرورش سهراب کند، با وجود جوانی و زیبایی ازدواج نکرد

گرديه
بانوی جنگ جوی ايرانی. خواهر بهرام چوبينه. فردوسی بزرگ او را به عنوان همسر خسرو پرويز ياد کرده که در چندين نبرد در کنار شاهنشاه قرار گرفته است و دلاوری بسياس از خود نشان داده است

گرد آفرید
دختر زیبا و چابکسوار کژدهم که پدرش در مرز ایران و توران مرزبان بود. هنگامی که به دستور افراسیاب لشکری به سرکردگی سهراب برای جنگ با ایرانیان وارد مرز ایران شد گردآفرید لباس رزم به تن کرد و به جنگ سهراب رفت. مبارزه تن به تن بین سهراب و گردآفرید شروع شد و سهراب نمی دانست که گردآفرید زن است زیرا او در لباس و کلاه رزمی شبیه مردان بود، ناگاه در حین جنگ کلاه از سر گردآفرید بزمین افتاد و موهایش نمایان شد، سهراب آن موقع دانست که طرف مقابل او دختر است، دلباخته و عاشقش شد و از او خواستگاری نمود ولی گردآفرید چون سهراب را ایرانی نمیدانست و از هویت او که پسر رستم بود آگاهی نداشت این همسری را نپذیرفت زیرا نمی خواست همسر یک نفر غیر ایرانی باشد که فرماندهی لشکر دشمن را بر عهده داشت بشود


فرنگیس
دختر فراسیاب که با سیاوش ازدواج کرد. کیخسرو پادشاه نامدار ایرانی که از طرف پدر نوه کیکاووس و از طرف مادر نوه افراسیاب بود از این پیوند به دنیا آمد و شرح زندگی و مرگ سیاووش در شاهنامه به تفصیل آمده است و در ادبیات ما جای ویژه ای دارد. کیخسرو و مادرش پس از مدتی از توران به ایران آمدند. کیخسرو به راهنمای یاری رستم پهلوان نامدار ایرانی برای گرفتن انتقام خون سیاووش به جنگ پدربزرگش افراسیاب رفت لشکر توران را شکست داد و افراسیاب و عده زیادی از نامداران توران از جمله اشکبوس را از بین برد. در پایان زندگی چون انسانی مقدس و پاک و منزه بود در چشمه ای از نظر ناپدید شد به همین جهت مردم ایران در آن روزگار و زرتشتیان همیشه او را "سوشیانت" که معنی سودرسان است میدانند و منتظر بازگشت و ظهور او هستند

بانو گشنسب
دختر رستم خواهر زر بانوی دلير. نام وی در بزرونامه و بهمن نامه بسيار آمده است. يکی از مشهور ترين حکايت های او نبرد سگانه فرامرز، رستم وباننو گشنسب است که در هنگام کشتی پهلوانان را به خاک می افکند، دلیری این بانوی ایرانی مشهور است. او منظومه ای نيز بنام خود دارد که هم اکنون نسخه ای از آن در کتابخانه ملی پارسی و در کتابخانه ملی بريتانيا موجود است

منیژه
دختر افراسیاب که بیژن سردار معروف ایرانی دلباخته او گردید و به بند اسارت افراسیاب افتاد و به دستور افراسیاب او را به چاهی که به همین نام معروف است انداختند تا سرانجام رستم که خود را به صورت بازرگانی درآورده بود توانست او را نجات بخشد

کتایون
دختر قیصر روم همسر گشتاسب شاه مادر اسفندیار و یکی از اولین کسانی که کیش زرتشت را پذیرفت. موقعی که اسفندیار به دستور گشتاسب می خواست به جنگ رستم برود کتایون به سختی با رفتن او مخالف بود و او بخردانه پند داد ولی اسفندیار نپذیرفت و در جنگ با رستم کور و سپس کشته شد و کتایون با غم و دردی جانکاه به سوگ فرزند نشست

هما
دختر اسفندیار و خواهر بهمن و ملکه نامداری از سلسله کیانیان

ملکه پوراندخت
(پوران به معنی سرخ و گلگون) شاهنشاه زن ایرانی و سی امین شاهنشاه ساسانی در سال ۶۳۰ ميلادی، دختر پرويز پسر هرمز پسر انوشيروان که پس از قتل شهریار و پیش از آزرمی‌دخت بر تخت سلطنت نشست و پادشاهی او هیجده ماه بوده است. وی زنی بود که بر بیش از 10 کشور آسیایی پادشاهی میکرد
پوراندخت که بانویی لایق و با تدبیر بود، با این که دیگر خیلی دیر شده بود سیاست خارجی و داخلی تازه ای در پیش گرفته بود تا امپراتوری ایران را نجات دهد. وی در دسامبر سال 631 میلادی با دولت روم شرقی قرارداد صلح امضاء کرد تا فرصت یابد دست به اصلاحات داخلی بزند. پوراندخت می دانست که ایرانیان از جامعه طبقاتی که به آنان تحمیل شده بود شدیدا ناراضی هستند، قضات از عدالت و انصاف دور شده اند و سران ایالات برای خود اختیارات تازه ای خلق کرده و حتی سکه ضرب کرده اند. برای حل این مسائل بود که پوراندخت با روم (بیزانس) قرارداد صلح امضاء کرد و دستور رعایت عدالت، بخشودن مالیات عقب افتاده، لغو برتری های طبقاتی و اختیارات اضافی فرمانداران را داده و سکه ملی واحد ضرب کرده بود. پوراندخت حمله اعراب مسلمان از عربستان را به قلمرو ایران پیش بینی کرده و به فرماندهان ارتش اندرز داده بود که اختلافات خود و جنگ قدرت را کنار بگذارند و آماده مقابله باشند. مسلمانان تا آن زمان بر سراسر جزیرة العرب مسلط شده بودند. با وجود تصمیمات اصلاحی متعدد، حکومت پوراندخت هم، مانند سایر جانشینان خسرو پرویز دولتی مستعجل بود و اختلافات داخلی و نزاع بر سر قدرت در تیسفون ادامه یافت

آزرمدخت
دختر دیگر خسرو پرویز که در سال 631 ميلادی پس از "گشتاسب بنده" به شاهنشاهی ايران منصوب شد. آذرميدخت (آزرميدخت) سی و دومين پادشاه ساسانی بود که مثل خواهرش پوراندخت زنی با کفایت و لایق بود اما به همان دليلی که پوراندخت موفق نشد او نیز نتوانست کاری از پیش ببرد. واژه اين نام به چم پير نشدنی و هميشه جوان است
کردیه
خواهر خردمند بهرام چوبین

شیرین
برادرزاده و جانشین مهین بانو حاکم ارمنستان، که زنی خردمند و وفادار بود. داستان عشق او و خسرو پرویز و دلدادگی او و فرهاد در ادبیات ایران مشهور است پس از اینکه خسرو پرویز به دست پسرش شیرویه "که مادرش مریم دختر قیصر روم بود" کشته شد، شیرویه از شیرین که که زن پدرش بود خواستگاری کرد شیرین جواب رد به شیرویه نداد و به او گفت که من به عنوان ملکه ایران باید بهترین مراسم سوگواری را برای پدرت خسرو پرویز بجا آورم در حالی که زیباترین لباس و آرایش را داشت با متانت به همراه موبدان و بزرگان به تشییع جنازه خسرو پرویز پرداخت. پس از انجام مراسم از حاضران خواست که او را برای آخرین وداع با جنازه همسرش تنها بگذارند در آن هنگام با خنجری در کنار همسرش، خود را کشت. شيرين از خسرو 4 فرزند به نام های نستور، شهريار، فرود و مردانشه بدنيا آورد که هر چهار فرزند او در زندان کشته شدند. پس از آن بود که او در کنار همسرش با خنجر خود را کشت

پری چهر
دختر زابل شاه همسر جمشید و مادر ثور است. پری چهره در معنای بسیار زیبا،خوب روی، بسیار جمیل، زیباروی، پری روی، و انسانی که سیمای پری دارد، آمده است. استاد توس درباره او گفته است: پری چهره رابچه بد درنهان ازآن خوب روی، شادمان شد جهان
رام بهشت
نام مؤبدی است که در شهر استخربرای ناهید ، معبدی ساخته بود، رام بهشت مادر بابک و همسرساسان است که در کنار دریاچه بختگان حکومت می کرد وبرای فرزند دیگرش به نام اردشیر، نگهبان سالاری، شهر داراب را گرفت و این آغازی است برای بوجود آمدن سلسله ساسانی در ایران بود


یوتاب
سردار زن ایرانی که خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است . وی در نبرد با اسکندر گجستک همراه آریو برزن فرمانهدهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته ست. او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست ولی یک ایرانی خائن راه را به اسکندر نشان داد و او از مسر دیگری به ایران هجوم آورد. از او به عنوان شاه آتروپیان (آذربایجان) در سالهای 20 قبل از میلاد تا 20 سال پس از میلاد نیز یاد شده است. با این همه هم آریوبرزن و هم یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاوید از خ.د بر جای گذاشتند


آذرآناهید
ملکه ملکه های امپراتوری ایران در زمان شاهنشاهی شاپور یکم بنیانگذار سلسله ساسانی. نام این ملکه بزرگ و اقدامات دولتی او در قلمرو ایران در کتیبه های کعبه زرتشت در استان فارس بارها آمده است و او را ستایش کرده است. (کتاب ساسانيان برگ 282)

پرین
بانوی دانشمند ایرانی. او دختر کیقباد بود که در سال 924 یزدگردی هزاران برگ از نسخه های اوستا را به زبان پهلوی برای آیندگان از گوشه و کنار ممالک آریایی گردآوری نمود و یکبار کامل آنرا نوشت و نامش در تاریخ ایران زمین رای همیشه ثبت گردیده است. از او چند کتاب دیگر گزرش شده است که به احتمال زیاد در آتش سوزی های سپاه اسلام از میان رفته است. (کتاب فرزانگان ايران برگ 11)

زربانو
سردار جنگجوی ایرانی. دختر رستم و خواهر بانو گشنسب . او در سوارکاری زبده بوده است و در نبردها دلاوریهای بسیار از خود نشان داده است. تاریخ نام او را جنگجویی که آزاد کننده زال ، آذربرزین و تخوار از زندان بوده است ثبت کرد. (کتاب زن ايرانی برگ 194)

فرخ رو
نام او به عنوان نخستین بانوی وزیر در تاریخ ایران ثبت شده است . وی از طبقه عام کشوری به مقام وزیری امپراتوری ایران رسید

کاساندان
پس از شاهنشاه ايران کورش بزرگ او نخستين شخصيت قدرتمند کشور بزرگ شاهنشاهی ايران بود. کاساندان زيرنام ملکه 28 کشور آسيائی همسر کورش بزرگ پادشاهی می کرده است. مورخين يونانی و گزنفون از وی با نيکی و بزرگ منشی ياد می کرده اند


آریاتس
یکی از سرداران مبارز هخامنشی ایران در سالهای پیش از میلاد. مورخین یونانی در چند جا نامی کوتاه از وی به میان آورده اند.

گردیه
بانوی جنگجوی ایرانی. او خواهر بهرام چوبینه بود. فردوسی بزرگ از او به عنوان همسر خسروپرویز یاد گرده که در چندین نبرد در کنار شاهنشاه قرار داشته است و دلاوری بسیاری از خود نشان داده است

هلاله
پادشاه زن ایرانی که به گفته کتاب دینی و تاریخی بندهش (391 یشتها + 274 یشتها) در زمان کیانیان بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست. از او به عنوان هفتمین پادشاه کیانی یاد شده است که نامش را همای چهرآزاد و همای و همون نیز گفته اند. او مادر داراب بود و پس از : وهومن سپنددتان " بر تخت شاهنشاهی ایران نشست. وی با زیبایی تمام سی سال پادشاه ایران بود و هیچ گزارشی مبنی بر بد کردار بودن وی و ثبت قوانین اشتباه و ظالمانه به ثبت نرسیده است
|+| نوشته شده در  دوشنبه 1386/10/10 ساعت 11:35 PM  توسط پارسه  | 

قتل دو تن از صیادان بندر ترکمن
در اعتراض به قتل دو تن از صیادان بندر ترکمن بدست مزدوران جنایتکار جمهوری اسلامی، بیش از پانصد تن از مردم این منطقه به فرمانداری رژیم یورش بردند. مردم به جان آمده شیشه های فرمانداری را شکسته و خودروهای آن را درهم کوبیدند.
|+| نوشته شده در  دوشنبه 1386/10/10 ساعت 10:56 PM  توسط پارسه  | 

اعلاميه جهاني حقوق بشر

 ۱۹ آذر ماه سالگرد تصويب نهايي اعلاميه جهاني حقوق بشر به تاريخ دهم دسامبر سال 1948 ميلادي است. اين اعلاميه  كه داراي يك مقدمه و 30 اصل  است به تصويب نهايي مجمع عمومي سازمان ملل رسيد كه بايد از سوي اعضاي اين سازمان به عنوان يك استاندارد عمومي درباره هر فرد و هر گروه و جمعيت رعايت شود و در مدارس تدريس گردد تا در حافظه همگان باقي بماند.نخستين اعلاميه حقوق بشر كه به مانند بيانيه كنوني مي باشد در سال 538 پيش از ميلاد (2 هزار و 545 سال پيش) از سوي كوروش بزرگ شاهنشاه و بنيادگذار كشور امپراتوري ايران بزرگ درشهر بابل (واقع در عراق امروز) صادر شده بود كه سفال نبشته آن (به نام استوانه كوروش بزرگ) هم اكنون موجود است و باعث افتخار ما ايرانيان است.

نشان سازمان ملل متحد

ماده ۱

تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند.

ماده ۲

هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز، خصوصا از حیث نژاد، رنگ ، جنس ، زبان، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت، وضع اجتماعی، ثروت، ولادت یا هر موقعیت دیگر، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد. خواه این کشور مستقل، تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکل محدودی شده باشد.

ماده ۳

هر کس حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد .

ماده ۴

هیچ کس را نمی توان در بردگی نگه داشت و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع است.

ماده ۵

احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد .

ماده ۶

هر کس حق دارد که شخصیت حقوقی اش در همه جا به عنوان یک انسان در مقابل قانون به رسمیت شناخته شود .

ماده ۷

همه در برابر قانون، مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و به مساوات از حمایت قانون برخوردار شوند.همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه حاضر باشد و بر علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید به طور تساوی از حمایت قانون بهره مند شوند.

ماده ۸

در برابر اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسیله قانون اساسی یا قانون دیگری برای او شناخته شده باشد، هر کس حق رجوع به محاکم ملی صالحه دارد .

ماده ۹

هیچ کس را نمی توان خود سرانه توقیف ، حبس یا تبعید نمود .

ماده ۱۰

هرکس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاه مساوی و بی طرفی ، منصفانه و علنا رسیدگی بشود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزایی که به او توجه پیدا کرده باشند، تصمیم بگیرد.

ماده ۱۱

الف) هر شخصی كه به بزهكاری متهم شده باشد، بی گناه محسوب می‌شود تا هنگامی كه در جريان محاكمه ای علنی كه در آن تمام تضمين‌های لازم برای دفاع او تامين شده باشد، مجرم بودن وی به طور قانونی محرز گردد.

ب) هيچ كس برای انجام دادن يا انجام ندادن عملی كه در موقع ارتكاب آن، به موجب حقوق ملی يا بين المللی جرم شناخته نمی‌شده است، محكوم نخواهد شد. همچنين هيچ مجازاتی شديدتر از مجازاتی كه در موقع ارتكاب جرم به آن تعلق می‌گرفت، دربارهء كسی اعمال نخواهد شد.

ماده ۱۲

هیچ کس در زندگی خصوصی، امور خانوادگی، اقامتگاه یا مکاتبات خود نباید مورد مداخله های خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نباید مورد حمله قرار گیرد . هر کس حق دارد که در مقابل این گونه مداخلات و حملات ، مورد حمایت قانون قرار گیرد.

ماده ۱۳

الف) هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نماید.

ب) هر کس حق دارد هر کشوری و از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشور خود باز گردد.

ماده ۱۴

الف) هر کس حق دارد در برابر تعقیب ، شکنجه و آزار ، پناهگاهی جستجو کند و در کشورهای دیگر پناه اختیار کند.

ب) در موردی که تعقیب واقعا مبتنی به جرم عمومی و غیر سیاسی و رفتارهایی مخالف با اصول و مقاصد ملل متحد باشد، نمی توان از این حق استفاده نمود .

ماده ۱۵

الف) هر کس حق دارد ، که دارای تابعیت باشد.

ب) هیچ کس را تمی توان خود سرانه از تابعیت خود یا از حق تغییر تابعیت محروم کرد.

ماده ۱۶

الف) هر مرد و زن بالغی حق دارند بی هيچ محدوديتی از حيث نژاد، مليت، يا دين با همديگر زناشويی كنند و تشكيل خانواده بدهند. درتمام مدت زناشويی و هنگام انحلال آن، زن و شوهر در امور مربوط به ازدواج حقوق برابر دارند.

ب) ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن ومرد واقع شود .

پ) خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره مند شود.

ماده ۱۷

الف) هر شخص ، به تنهایی یا به صورت جمعی حق مالکیت دارد .

ب) هیچ کس را نمی توان خود سرانه از حق مالکیت محروم نمود.

ماده ۱۸

هر کس حق دارد که از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهره مند شود .این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان می باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد.

ماده ۱۹

هر کس حق آزادی عقیده وبیان دارد و حق مزبورشامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد .

ماده ۲۰

الف) هر شخصی حق دارد از آزادی تشكيل اجتماعات، مجامع و انجمن‌های مسالمت آميز بهره مند گردد.

ب) هیچ کس را تمی توان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد.

ماده ۲۱

الف) هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ، خواه مستقیما و خواه با وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید.

ب) هر کس حق دارد با تساوی شرایط،به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید.

پ) اساس و منشأ قدرتِ حکومت ، اراده مردم است . این اراده باید به وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری، صورت پذیرد.انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا روشهای نظیر آن انجام گیرد که آزادی رای را تامین نماید .

ماده ۲۲

هر کس به عنوان عضو اجتماع ، حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است به وسیله مساعی ملی و همکاری بین المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصیت اوست با رعایت تشکیلات و منابع هر کشور به دست آورد.

ماده ۲۳

الف) هر کس حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه انتخاب نماید ، شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد.

ب) همه حق دارند که بدون هیچ تبعیضی در مقابل کار مساوی ، اجرت مساوی دریافت نمايند.

پ) هركسی كه كار می‌كند حق دارد مزد منصفانه و رضايت بخشی دريافت دارد که زندگی او و خانواده اش را موافق شئون انسانی تامین کند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسایل دیگر حمایت اجتماعی، تکمیل نماید. ت) هر کس حق دارد که برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیه ها نیز شرکت کند.

ماده ۲۴

هر شخی حق استراحت، فراغت و تفريح دارد و به ويژه بايد از محدوديت معقول ساعات كار و مرخصی‌ها و تعطيلات ادواری با دريافت حقوق بهره مند شود.

ماده ۲۵

الف) هرکس حق دارد که سطح زندگی او ، سلامتی و رفاه خود و خانواده اش را از بابت خوراک ومسکن ومراقبتهای پزشکی و خدمات لازم اجتماعی تأمین کند و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری ، بیماری ، نقص اعضا ، بیوگی ، پیری یا در تمام موارد دیگری که به علل خارج از اراده انسان ، وسایل امرار معاش او از بین رفته باشد از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردار شود.

ب) مادران و كودكان حق دارند كه از كمك و مراقبت ويژه برخوردار شوند. همه کودکان چه براثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنیا آمده باشند ،حق دارند كه از حمايت اجتماعی يكسان بهره مند گردند.

ماده ۲۶

الف) هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد.آموزش ابتدایی اجباری است. آموزش حرفه ای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل ، به روی همه باز باشد تا همه ، بنا به استعداد خود بتواند از آن بهره مند گردند.

ب) هدف آموزش و پرورش بايد شكوفايی همه جانبهء شخصيت انسان و تقويت رعايت حقوق بشر و آزادی‌های اساسی باشد. آموزش و پرورش بايد به گسترش حسن تفاهم، دگرپذيری و دوستی ميان تمام ملت‌ها و تمام گروه‌های نژادی يا دينی و نيز به گسترش فعاليت‌های ملل متحد در راه حفظ صلح ياری رساند.

پ) پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند.

ماده ۲۷

الف) هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع، سهيم و شريك گردد و از هنرها و به ويژه از پيشرفت علمی و فوايد آن بهره مند شود.

ب) هر کس حق دارد از حمایت منافع معنوی و مادی آثارعلمی ، فرهنگی یا هنری خود برخوردار شود.

ماده ۲۸

هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماع و بین المللی ، حقوق و آزادی هایی را که در این اعلامیه ذکر گردیده ، تامین کند و آنها را به مورد عمل بگذارد.+

ماده ۲۹

الف) هرکس در مقابل آن جامعه ای وظیفه دارد که رشد آزاد کامل شخصیت او را میسر سازد.

ب) هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزادی های خود ، فقط تابع محدودیت هایی است که به وسیله قانون ، منحصرا به منظور تامین شناسایی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران و برای مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی ، در شرایط یک جامعه دموکراتیک وضع گردیده است.

پ) این حقوق و آزادی ها ، در هیچ موردی نمی تواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد.

ماده ۳۰

هیچ یک از مقررات اعلامیه حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولتی یا جمعیتی یا فردی باشد که به موجب آن بتواند هر یک از حقوق و آزادی های مندرج در اعلامیه را ازبین ببرد ویا در آن راه ، فعالیتی بنماید.

|+| نوشته شده در  دوشنبه 1386/10/10 ساعت 10:40 PM  توسط پارسه  | 

اطلاعیه کمیته بحران زندانیان سیاسی ایران درباره خطرجدی:
فاجعه قتل برای  عمادالدین باقی

امروزکمیته بحران زندانیان سیاسی ازمنابع خوددرداخل زندان اوین اخباری دریافت کرد اخباری که باتوجه به تجربه ما ازشهادت اکبرمحمدی وفیض مهدوی تمام فعالین کمیته رابشدت مضطرب ونگران ساخت سرانجام تصمیم گرفتیم بصورت علنی ومکتوب مراتب را هم جهت ثبت درتاریخ وهم اطلاع عمومی منتشرنمائیم.«عمادالدین باقی بصورت تدریجی باموادکشنده مسموم شده واگر فورا تحت معالجات وسیع الطیف قرارنگیرد ایست قلبی وی اجتناب ناپذیرخواهدبود».

فعالان مجرب حقوق بشردرایران بخوبی مطلع  هستند که انتشارخبربیماری وتائیدوتکذیب پی درپی ومتناوب خبر به قاتلان خودسر مجال می دهد تاعلاوه برتست روانی جامعه وسنجش واکنشهای داخلی وبین المللی آن خنثی سازی واکنشها وعادی سازی اوضاع راتمرین کنندودرست بهمین دلیل بود که کمیته بحران ازتکرارانتقال وبازگشت متناوب وی به زندان بشدت نگران شد کمیته درمورد حوادث قبلی اولین وشاید تنها واحدی بود که حتی درمواردی توانسته بود هشدارخودقربانیان رادریافت کند .اکنون باامید به اینکه عمادباقی سریعا به یک بیمارستان مجهزمنتقل شود باتوجه به اعتبارمنابع خبری وسایرقرینه های موجودتقاضادارد:

۱-بلافاصله توسط پزشکان مستقل ودرمعیت خانواده باقی موردمعاینه وبتعدد نمونه خون ایشان جهت تست ازنظرسیانیدهاومسمومیتهای پتاسیم ومواددیگراخذ وبه آزمایشگاههای مستقل منتقل شود.

۲-درکنارتوجه به ظاهر بیماریهای وی پزشکان مستقل پیش بینی امکانات سم زدایی احتمالی راداشته باشند.امروز وجدانهای بیدار وگوشهای هوشیارملت دیگراجازه نمیدهدجنایتکاران به آن آسانی گذشته فجایع خودراتکرارکنند.هرچندما امیدواریم نگرانی کمیته واخباردیدبانان آن نادرست بوده باشد اماصرف امیدوآرزو نمیتواندمانع انجام وظیفه ملی ماباشد.

۳-کمیته بحران زندانیان سیاسی ایران باعنایت به سایرمشکلات جسمی فرزندغیورملت ایران عمادباقی وطبق قوانین کیفری وجزائی جمهوری اسلامی تقاضاداردبالحاظ کردن قانون عدم تحمل حبس بلافاصله این زندانی رنجکشیده راآزادو حداقل دراینموردرضایت خداومردم راجلب نمایند.

                                                     کمیته بحران زندانیان سیاسی ایران

|+| نوشته شده در  دوشنبه 1386/10/10 ساعت 10:15 PM  توسط پارسه  | 

بازم یلدا اما این بار افسانه ها،شیرین ترین خاطرات شب یلدا
 

صدای پای «یلدا» می آید.فرزندان و نواده ها برای دیدار بزرگان خانواده بی قرارند.

 

شب یلدا

 

 صدای پای «یلدا» آرام آرام به گوش می رسد، پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها خانه را برای استقبال از فرزندان می آرایند و فرزندان و نواده ها نیز از آن سوی برای دیدار بزرگان خانواده بی قرارند.

مغازه های آجیل و میوه فروشی جنب و جوشی خاص دارد. هندوانه و انار است كه روی دست می برند و سینی های مملو از هدایا كه بنا به سنت كهن «شب چله ای» برای نوعروسان فرستاده می شود.

ايرانيان قديم شادي و نشاط را از موهبت هاي خدايي و غم و اندوه و تيره دلي را از پديده هاي اهريمني مي پنداشتند. مراسم نوروز، جشن مهرگان، جشن سده، چهارشنبه سوري و شب يلدا و سنت هاي  ديگر در واقع بيانگر اين حقيقت است كه ايرانيان پس از رهايي از بيدادگري و ستم به شكرانه بازيافتن آزادي، جشن برپا مي ساختند و پيروزي نيكي بر بدي و روشنايي بر تاريكي و داد بر ستم را گرامي مي داشتند.

شب يلدا نيز يكي از اين موارد است. در دوران كهن، شب مظهر تاريكي و تباهي و وحشت بوده و اغلب سعي مي كردند كه شب هنگام با افروختن آتش و افزودن نور، خانه روشن باشد. تا پليدي و تباهي در آن راه نيابد. شب يلدا طولاني ترين شب ها است. يعني تسلط تاريكي بر زمين از تسلط نور خورشيد و روشنايي مي كاهد. و چون فرداي اين شب روشنايي بر ظلمت غالب و روز طولاني مي شود، ايرانيان تولد دوباره خورشيد را كه مظهر روشنايي است جشن مي گيرند.  

یلدا همواره در ایران پاسداشته شده است. با این كه امروزه تعدادی از مولفه های ویژه این رسم كهن چون گرد كرسی نشستن و شاهنامه خواندن رو به فراموشی گذارده اما هنوز هر ایرانی می كوشد بارقه هی اصلی این آیین را حفظ كند. امشب شب یلدا است و «حافظ» میهمان تمام خانه های ایرانی.

 

شان نزول یلدا

دی ماه، در ایران كهن، چهار جشن، در بر داشت. نخستین روز دی ماه و روزهای هشتم، پانزدهم و بیست و سوم، سه روزی كه نام ماه و نام روز یكی بود. بنا بر گاه شماری كهن هر یك از سی روز ماه، نامی ویژه دارد، كه نام فرشتگان است. نام دوازده ماه سال نیز در میان آنهاست. در هر ماه روزی را كه نام روز با نام ماه یكی باشد، جشن می گیرند، و در این سی روز ماه، سه روز آن «دی» نام دارد و هر سه روز را در گذشته جشن می گرفتند.

امروز از این چهار جشن تنها شب نخستین روز دی ماه، یا شب یلدا را جشن می گیرند، یعنی آخرین شب پاییز، نخستین شب زمستان، پایان قوس، آغاز جدی و درازترین شب سال.

واژه یلدا سریانی و به معنی ولادت است. ولادت خورشید (مهر، میترا) و رومیان آن را «ناتالیس انویكتوس» یعنی روز «تولد مهر شكست ناپذیر» نامند.

زایش خورشید و آغاز دی را، آیین ها و فرهنگ های بسیاری از سرزمین های كهن آغاز سال قرار دادند، به شگون روزی كه خورشید از چنگ شب های اهریمنی نجات می یافت و روزی مقدس برای مهرپرستان بود.

در لغت نامه دهخدا درباره این سنت كهن چنین آمده است:

«یلدا لغت سریانی است به معنی میلاد عربی» و چون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق می كرده اند، از این رو، بدین نام نامیده اند. باید توجه داشت كه جشن میلاد مسیح كه در 25 دسامبر تثبیت شده، طبق تحقیق، در اصل جشن ظهور میترا بوده كه مسیحیان در قرن چهارم میلادی آن را روز تولد عیسی قرار دادند.

یلدا اول زمستان و شب آخر پاییز است كه درازترین شب های سال است، و در آن شب، یا نزدیك بدان، آفتاب به برج جدی تحویل می كند و قدما آن را سخت شوم و نامبارك می انگاشتند. در بیشتر نقاط ایران در این شب مراسمی انجام می شود، شاعران زلف یار و همچنین روز هجران را از حیث سیاهی و درازی بدان تشبیه كنند و از شعرهای برخی از شاعران مانند سنائی، معزی، خاقانی و سیف اسفرنگی، رابطه بین مسیح و یلدا ادراك می شود. یلدا برابر با شب اول جدی و شب هفتم دی ماه جلالی و شب بیست و یكم دسامبر فرانسوی است.»

آیین و جشن شب یلدا یا شب چله بزرگ تا به امروز در تمامی سرزمین كهنسال ایران و در بین همه قشرها و خانوارها برگزار می شود.

یلدا را همچنین می توان جشن و گردهمایی خانوادگی دانست. در شب یلدا خویشاوندان نزدیك در خانه بزرگ خانواده گرد می آیند. به بیانی دیگر، در سرمای آغازین زمستان، دور كرسی نشستن و تا نیمه شب میوه و آجیل و غذا خوردن و به فال حافظ گوش كردن از ویژگی های شب یلدا است. برگزاری مراسم یلدا، اگر بتوان نام جشن بر آن نهاد، آیینی خانوادگی است و گردهمایی ها به خویشاوندان و دوستان نزدیك محدود می شود. در كتاب ها و سندهای تاریخی به برگزاری مراسم شب یلدا اشاره ای نشده است. ابوریحان بیرونی از جشن روز اول دی ماه كه آن را خرم روز نامند، در دستگاه حكومتی و پادشاهی یاد می كند. نامی از شب یلدا در میان نیست كه می توان دلیل آن را خانوادگی و همگانی و غیر رسمی بودن جشن یلدا دانست.

خوراكی های یلدا

انار

در همه جشن ها و آیین ها، در جامعه های ابتدایی یا متمدن، خوردن و آشامیدن بخشی از مشغولیت ها و سرگرمی های جمع را تشكیل می دهد.

برای شب یلدا، خوراك ویژه ای نمی شناسیم و تهیه شام بستگی به وضع اقتصادی و روند تغذیه خانواده دارد. خوردنی های ویژه شب یلدا، میوه های فصل تابستان چون، خربزه، هندوانه، انگور، انار، سیب، خیار، به و مانند آن است. میوه هایی كه می بایستی در این شب تمامی آنها (به جز سیب و به) خورده شود و چیزی برای فردا، یعنی فردای زمستان باقی نماند. میوه هایی را كه شب یلدا بر آن می گذشت، نمی خوردند.

آجیل و شب چره، كه شامل دانه هایی چون گندم و نخود برشته، تخمه هندوانه و كدو، بادام، پسته، فندق، كشمش، انجیر و توت خشك است، در بسیاری از شب نشینی ها، مهمانی ها و گردش ها فراموش نمی شد. ولی در شب یلدا می بایست و می باید بر سر سفره باشد.

فال حافظ و شاهنامه خوانی

یكی دیگر از رسم های شب یلدا، «فال حافظ گرفتن» است اگر رسم ها و آیین های دیگر یلدا را میراثی از فرهنگ چند هزار ساله بدانیم ولی فال حافظ گرفتن در شب یلدا و نیز در «تیرماه سیزه شو» (جشن تیرگان در مازندران) _ در سده های اخیر به رسم های شب یلدا افزوده شده است. شاهنامه خوانی و قصه گویی پدربزرگ و مادربزرگ دور كرسی برای كوچكترها نیز از آیین های یلدا است كه خاطرات شیرینی برای بزرگسالی آنها فراهم می آورد.

جعفر شهری در «طهران قدیم» می نویسد: «زمستان دو چله به اسم چله بزرگه و چله كوچكه داشت كه چله بزرگه از اول دی تا دهم بهمن بود كه زمین نفس دزده كشیده، تك (حدّت) سرما می شكست و از آن به بعد، تا آخر بهمن كه چله كوچك بوده می گفتند كاری كه چله بزرگه نكرده چله كوچكه می كند و چله كوچكه گفته اگر پشتم به بهار نبود بچه را در قنداق خشك می كردم و تقریبا به همین صورت هم بود و هرگز سرمای چله بزرگه به پای سرمای چله كوچكه نمی رسید و با تمام شدن چله كوچكه هم بود كه فقرا می گفتند زمستان تمام شد و روسیاهی به ذغال ماند و غم سرما و عدم استطاعت تهیه خاكه ذغال را فراموش می كردند كه پشتش به بهار می باشد. و شب اول چله بزرگه یا شب یلدا كه «بلندترین شب سال» بود هر دسته از خویش و اقارب و همسایه شب نشینی گرفته در آن بساط سور و سات از آجیل و شیرینی و میوه و مخصوصا هندوانه و انار و خربزه فراهم كرده، دور هم جمع شده به خوشگذرانی و شب زنده داری و گرفتن فال حافظ می پرداختند، و در این شب بود كه می گفتند با خوردنی های سفره شب یلدا، مثل خوراكی های پای سفره هفت سین طبیعت گرم را می توانند سرد و طبیعت سرد خود را گرم بكنند. به این صورت كه اگر از گرمی مزاج رنج می برند هندوانه و انار و اگر از سردی ناراحت می شوند توت و كشمش و خرما و مثل آن بخورند و تا سحر آن كه گفت و شنید و بگو و بخند می كردند. بگو و بخند و دور هم جمع شدنی كه مربوط به شب یلدا و مثل آن نبوده، از هر فرصت و بهانه برای به وجود آوردن آن استفاده می كردند. بعد از آن اهمن و بهمن و پس از آن سرما پیر زن بود كه سه دهه اسفند را در بر می گرفت.

اهمن و بهمن كه دو برادر زمستان بودند و می گفتند «اهمن و بهمن، عهده همه با من» یعنی هر كاری كه زمستان و چله های آن نكرده اند ما كرده و تلافی همه را ما در می آوریم، و سرما پیر زن هم آن بود كه می گفتند در زمان حضرت رسول (ص) پیر زنی شتری داشت كه مست شده بود و نزد حضرت شكایت می برد كه زمستان تمام شد و شتر من مست، یعنی فهل گیر یا فهل ده نشده است و حضرت دعا فرموده ده روز به زمستان اضافه شده سرمای آن برگشت می كند، و سرمای دیگری هم به مدت ده روز از اول نوروز تا دهم آن بود كه آن را هم سرما گل سرخ می گفتند.»

آیین های مخصوصی قوم های ایرانی در یلدا

به دلیل پهناوری ایران و رواج خرده فرهنگ های گونه گون در این گستره پهناور گاهی به آدابی بر می خوریم كه فقط ویژه یك منطقه خاصند. مثلا در گیلان «آوكونوس» میوه ای است كه حتما در شب چله مصرف می شود و روش تهیه آن هم به این شرح است كه در فصل پاییز ازگیل خام (چند روز مانده به ریختن و رسیدن كامل) را در خمره می ریزند، خمره را پر از آب می كنند و كمی نمك هم به آن می افزایند و در خم را می بندند و در گوشه ای خارج از هوای گرم اطاق می گذارند.

ازگیل سفت و خام، پس از مدتی، پخته و آبدار و خوشمزه می شود. آوكونوس ازگیل در اغلب خانه های گیلان تا بهار آینده پیدا می شود و هر وقت هوس كنند ازگیل تر و تازه و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون می آورند و آن را با گلپر و نمك در سینه كش آفتاب می خورند.

در تبریز نیز در موسم یلدا «عاشیق ها» می نوازند. عاشیق ها خنیاگران محلی هستند كه اشعار و موسیقی آنها برگرفته از موسیقی مردمی است، آنها در حین اجرای برنامه، داستان می خوانند، فی البداهه شعر می سرایند و ساز می زنند. قصه هایی كه عاشیق ها در شب یلدا می گویند ریشه در افسانه های كهن ایرانی دارد. قصه های قهرمانی مثل «كوراوغلو» و قصه های مهر و محبت شبیه «قربانی و پری» از قصه های مشهور عاشیق هاست.

در لرستان مردم در شب چله «گندم شیره» می خورند كه گندمی است كه در شیره می خیسانند و زردچوبه و نمك را با آن مخلوط می كنند سپس آن را روی ساج برشته می كنند و همراه خلال بادام، گردو، كشمش، سیاه دانه و كنجد مخلوط می كنند و می خورند. یكی دیگر از رسوم زیبای لرها به این شكل بوده كه پسران كوچك و نوجوان، شب یلدا بر پشت بام خانه ها می رفتند و كیسه ای را به همراه طنابی از سوراخ دودكش خانه ها به داخل خانه آویزان می كرده اند و شعری محلی می خواندند با این مضمون كه صاحب خانه، انشاالله خیر به خانه ات ببارد و كدخدای خانه ات نمیرد چیزی بده این پسر كوچك بیاورد. صاحبخانه از تنقلاتی كه برای شب چله تدارك دیده بود، داخل كیسه می گذاشت و گاهی پیش آمده كه صاحبخانه برای مزاح، دختر خردسال كوچكش را در كیسه گذاشته و آن پسر كیسه را كشیده بالا و این آشنایی در خیلی از موارد باعث ازدواج در بزرگسالی می شده است.

از این گونه آیین های خاص در برگزاری یلدا فراوان می توان شمرد، ایران كشوری با فرهنگی غنی است كه مردمانش بنا به ذوق و سلیقه و طبیعت منطقه ای كه در آن زیست می كنند هر یك برای برگزاری سنت های كهن آداب خاص خود را دارند.

 

 پبشینهٔ جشن

 

 

یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می‌کردهاند. در این باور یلدا روز تولد خورشید و بعدها تولد میترا یا مهر است . بسياری بر اين باورند که ريشه‌ی پاس‌داشت شب چله ميراث قوم کاسپیان‌ است . کاسپ‌ها از اولين اقوام آريايی هستند که وارد ايران شدند.ان‌ها مردمانی با چشم‌های کبودرنگ و موهای بور بودند که ابتدا در گيلان امروزی سکنی گزيدند و پس از چندی به نقاط ديگر ايران مهاجرت کردند . کاسپ‌ها قوم نيرومندی بودند و تمدن توانمندی را پايه‌گذاری کردند. از جمله تمدن‌های آبی (Hydraulic Civilizations) که می‌توان از زيگورات چغازنبيل، آسياب‌ها و قنات‌های شوشتر به‌عنوان آثار باقی‌مانده از تمدن کاسپ‌ها نام برد. هم‌چنين پل‌های بسياری با نام آناهيتا در سراسر ايران ساختند و با ساخت چهارتاقی‌هايی توانستند انحراف ٢٣ درجه‌ی مدار زمين در گردش به دور خورشيد را اندازه‌گيری کنند . کاسپ‌ها با استفاده از اين ابزار به تقويمی دقيق دست يافتند و دريافتند که پس از آخرين شب پاييز بر طول روزها اندک‌اندک افزوده شده و از طول شب‌های سرد کاسته می‌شود. این جشن در ماه پارسی «دی» ( تولد دوباره خورشید ) قرار دارد که نام آفریننده در زمان پیش از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد. واژه ی روز ( DAY ) در زبان انگلیسی ( که همریشه با زبانهای کهن آریایی است ) نیز از نام این ماه برگرفته شده است . نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه‌هایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه‌هایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می‌برند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاه‌تر نشانه‌ای از غلبهٔ تاریکی و اهریمن بر زمین . یلدا برگرفته از واژهای سریانی است و مفهوم آن « میلاد» است . ( برخی بر این عقیده اند که این واژه در زمان ساسانیان که خطوط الفبا از راست به چپ نوشته می شده , وارد زبان پارسی شده است ) . بعد از هجرت گسترده ی مسحیان در زمان کشتار امپراطوری روم به ایران و منطقه های آسیای صغیر . هنگام توسعه‌ی آيين مهر در اروپا، مراسم شب چله به عنوان روز زايش مهر و نور و راستی با شکوه تمام برگزار می‌شده است و پس از استيلای مسيحيت در اروپا، آداب و رسوم آيين مهر که در زندگی مردم و به‌خصوص در ميان روميان نفوذ کرده بود هم‌چنان باقی ماند و با آمدن دين جديد رنگ نباخت . تا سال ٣٥٠ ميلادی تمام فرقه‌های مختلف مسيحيت متفق‌القول روز ششم ژانويه را روز ميلاد مسيح می‌دانستند وليکن نفوذ آيين مهر کليسای روم را بر آن داشت تا روز تولد عيسی مسيح را مطابق با تولد مهر يا ميترا قرار دهد تا از التقاط اين دو مناسبت نفوذ بيشتری بر زندگی مردم داشته باشد و بزرگ‌ترين جشن آيين مهر را در خود حل کنند . با قدرتمند شدن کليسای رم و پس از گذشت زمان، فرقه‌های ديگر مسيحيت به اين سمت و سو گرويدند. ليکن هنوز کليسای ارمنی و ارتدوکس شرقی روز ششم ژانويه را روز ميلاد مسيح می‌دانند . آن‌چه از نظر پژوهشگران مسلم است اين است که ٢١ يا ٢٥ دسامبر با توجه به اشاره‌های انجيل به فصل زراعت و اعتدال هوا و هم‌چنين تاريخ دوران اوليه‌ی مسيحيت ، روز ميلاد عيسی مسيح نيست و نفوذ آيين مهر در رسوم کليسا نيز غيرقابل‌انکار است . نخستين مايه‌های جشن کريسمس وايلانوت ميراث و هديه‌ی ايران کهن به جهانيان است که خود تا به امروز در زنده‌نگه‌داشتن آن کوشيده‌است . ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر «میترا» می‎‎پنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن میگرفتند و گرد آتش جمع میشدند و شادمانه رقص و پایکوبی می کردند.آن گاه خوانی الوان می گستردند و « میزد» نثار می کردند. «میزد» نذری یا ولیمهای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیینهای ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآوردهها و فرآوردههای خوردنی فصل و خوراکهای گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه ای که آن را « میزد» می نامیدند، بر سفره جشن می نهادند. ایرانیان گاه شب یلدا را تا دميدن پرتو پگاه در دامنه‌ی کوه‌های البرز به انتظار باززاييده‌شدن خورشيد می‌نشستند. برخی در مهرابه‌ها (نيايشگاه‌های پيروان آيين مهر) به نيايش مشغول می شدند تا پيروزی مهر و شکست اهريمن را از خداوند طلب کنند و شبهنگام دعایی به نام «نی ید» را می خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده است . روز پس از شب یلدا (یكم دی ماه) را خورروز ( روز خورشید ) و دی گان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود ( خرمدینان , این روز را خرم روز یا خره روز می نامیدند ) . در این روز عمدتاً به این لحاظ از كار دست می كشیدند كه نمی خواستند احیاناً مرتكب بدی كردن شوند كه میترائیسم ارتكاب هر كار بد كوچك را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد.

 

تصاویر شب یلدا 
 تصاویر شب یلدا 
 تصاویر شب یلدا 
 تصاویر شب یلدا 
 تصاویر شب یلدا 
 تصاویر شب یلدا 
 تصاویر شب یلدا 
 تصاویر شب یلدا 
 تصاویر شب یلدا 
 تصاویر شب یلدا 
 تصاویر شب یلدا 
 تصاویر شب یلدا 
 تصاویر شب یلدا 
 تصاویر شب یلدا 
 تصاویر شب یلدا 
 تصاویر شب یلدا 
 تصاویر شب یلدا 
 تصاویر شب یلدا 

 

 http://www.che-jalab.blogfa.com/

|+| نوشته شده در  شنبه 1386/10/01 ساعت 0:58 AM  توسط پارسه  |