تبليغاتX
من یک ایرانیم

ملاقات اجباري با عوامل نفوذي؛

به نام ازادی

 

ملاقات اجباري با عوامل نفوذي؛

در دستگاه تفتيش عقايد ايران

 

سالهاست که شاهد بوده ایم، یکی از متداولترین محصولات دستگاه امنیتی ایران برای تخریب شخصیت های محبوب اجتماعی و دگراندیشان دربند، فیلم های فرمایشی ِاعترافات دروغین و شهادت های تحت فشار بوده است. یکی از الگوهای تهیه ی این فیلم ها، استفاده از افرادی است که پیش تر توسط جلادان اندیشه ، شستشوی مغزی شده و تحت عنوان "نادمان" و "از دام رها شدگان" با دایره مذاهب وزارت اطلاعات همکاری می کنند. این افراد عمدتا با شرکت در میزگردهای فرمایشی و مصاحبه های نمایشی در صدا و سیما،  به تخریب گسترده ی چهره های شاخص دست می زنند تا با القای اخبار کذب به اذهان عمومی، شرايط طالبان مذهبی ایران را در برخورد هر چه خشن تر برای حذف فیزیکی قربانیان این دستگاه تفتیش عقاید مهيا كنند.

یکی از جنجالی ترین پرونده های امنیتی ایران در حال حاضر، پرونده پیمان فتاحی – رهبر جمعيت ال ياسين- است که حکومت اسلامی برای تخریب شخصیت وی هزینه های هنگفتی را متحمل شده است؛ از جمله اقدام به انتشار کتب و ویژه نامه ها، ساخت و پخش برنامه های تلویزیونی، برگزاری همایش و ... و اما به تازگی دایره مذاهب وزارت اطلاعات، پروژه دیگری را به موازات اقدامات جاعلانه و ناجوانمردانه در خصوص ضبط فیلم از پیمان فتاحی (معروف به استاد ايليا) به راه انداخته و در آن دو تن از افراد سابق جمعیت ال یاسین را رو در روی ایشان قرار داده و از این برخورد و رو به رویی یک فیلم تهیه کرده است. یکی از این افراد (ک.ف) در سال 1386 به مدت 4 ماه در سلول انفرادی و تحت شستشوی مغزی قرار داشته و سپس فعالیت خود را در دستگاه امنیتی آغاز کرده است و فرد دیگر (ب.ن) از سال ها پیش با وزارت اطلاعات همکاری داشته و به مدتی را به عنوان یک عامل نفوذی در جمعیت ال یاسین حضور داشته است. قابل ذكر است كه تا به حال این فرد براي تخریب چهره جمعیت ال یاسین و وجهه اجتماعي رهبر اين جمعيت، در چند برنامه ی تلویزیونی به دستور وزارت اطلاعات ، شرکت داشته است.

تاکنون هیچ اطلاعی از محتوای اين گفتگو و فيلم ضبط شده و همچنین وضعیت جسمانی و روانی استاد ايليا در اين ملاقات اجباري در دست نمی باشد.  

 

 

معامله با زندانیان در برابر تخفیف جرائم زندانی

بررسی و مطالعه ی پرونده ی زندانیان سیاسی-امنیتیِ دو دهه ی اخیر، نشان می دهد که اکثر این زندانیان با اتهامات مشابهی چون اقدام علیه امنیت ملی، تشویش نظام، اتهام جاسوسی و ... بازداشت و شکنجه شده اند. همچنین اکثر پروژه ها و روش هایی که بازجویان امنیتی به منظور تخریب و ترور شخصیت آنان به کار می گیرند نیز تکراری و مشابه یکدیگر می باشد.

جرم سازی، مدرک سازی و جعل اسناد بر علیه زندانیان عقیدتی، به منظور تخریب شخصیت آنان، سالهاست که در دستور کار دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی ایران قرار دارد به طوری که پرونده ی بسیاری از این زندانیان از حالت سیاسی-امنیتی خارج شده و به موضوعات خصوصی و اخلاقی کشانده می شود و در آخر به شاکیان خصوصی و شهادت های دروغین و یا اتهاماتی مانند "فساد اخلاقی و شرب خمر" ختم می شود.

متن زیر قسمتی از خاطرات کیانوش سنجری وبلاگ نویس معروف در بند 209 است که در جریان تحصن طرفداران آیت ا... بروجردی در تهران بازداشت شده است. به گفته ی آقای سنجری، قاضی پرونده به وی پیشنهاد داده است که اگر شهادت دروغین برعلیه آیت ا... بروجردی بدهد، در مجازاتش تخفیف قائل خواهند شد چرا که قاضی قصد دارد برعلیه آیت ا... بروجردی شاکیان خصوصی و شهادت های دروغین جمع آوری کرده تا از این طریق ایشان را تخریب کرده و همچنین پرونده ی ناقص وی را تکمیل کند :

 قاضي رو كرد به من و گفت ديشب پيش از به خواب رفتن، در اين فكر بوده كه چطور مي شود دستش باز شود براي اينكه حكم سبكي برايم صادر كند. و پس از كلي چه كنم چه كنم، به اين نتيجه رسيده كه من، يعني كيانوش سنجري، بايد يك مقاله بنويسم و بنويسم كه در دادگاه ناظر جلسه ي مناظره ي قاضي با بروجردي بوده ام و بنويسم كه بروجردي دروغ گوست و بي سواد، و اين مقاله را توي همه ي وبلاگ ها و همه ي سايت ها منتشر كنم!

به قاضي گفتم درست است که در جلسه ی مناظره ای که بار گذشته با حضور شما و آقای بروجردی در دادگاه برگزار شد (و توی دلم گفتم حالا می فهمم چرا من را نیز در آن جلسه شرکت دادید) ایشان نخواست با شما بحث کند و اساسا پس از اینکه یک نفر مانند ایشان درون سلول اش در بازداشتگاه امنیتی 209 کتک می خورَد و به اصطلاح منکوب می شود، دیگر نباید از او انتظار داشت در جلسه ی دادگاه از عقایدش دفاع کند. و گفتم این انتظار زمانی بجاست که زندانی مورد نظر در بیرون از زندان و با برخورداری از امنیت پس از بیان، عقایدش را بیان کند و یا آن عقاید را رد کند.

 

متن زیر نیز قسمتی از دفاعیات روزبه میرابراهیمی (وبلاگ نویس و روزنامه نگار) است. روزبه میرابراهیمی نمونه ی بارز یک زندانی سیاسی است که بازجویان امنیتی قصد داشته اند با اتهامات کذب و دروغین فساد اخلاقی، شرب خمر و ... شخصیت او را تخریب و از این طریق حمایت های مردمی را از وی قطع کنند. همچنین به او پیشنهاد شده که بر علیه یک جریان سیاسی کتاب بنویسد :

در ابتداي بازداشت تنها چيزي كه مطرح نشد اتهام هاي سياسي و روزنامه نگاري بود.                        

" بنده (روزبه) یک هفته شبانه روز بازجویی و فحش و کتک را تحمل کردم تا زیر بار اتهام فساد اخلاقی نروم اما به قول بازجوی پرونده، متهم را باید اول شکست و چه چیز بهتر از اینکه آبرویش را در جامعه در خطر بیاندازی؟!

بنده تحت شکنجه، داشتن رابطه نامشروع با یکی از روزنامه نگاران مونث دیگر را پذیرفتم. هرچند مدتی بعد و درهمان زندان آن را تکذیب کردم. اما امروز و در محضر دادگاه نیز یکبار دیگر یادآور می شوم که این دو اتهام (شرب خمر و رابطه نامشروع) کذب محض است و بنده با هیچ فردی رابطه نامشروع نداشته ام و اصولا وقتی که بازداشت شدم متأهل بودم. برای روشن شدن اذهان عمومی و قاضی محترم پرونده باید یادآور شوم که بازجویان گمنام پرونده انسان هایی بودند که عقده های فروخفته جنسی داشتند. در ماجرای پذیرفتن اتهام رابطه نامشروع وقتی من تحت فشار طاقت فرسا این موضوع را پذیرفتم، آنها پذیرفتن اصل موضوع را کافی ندانستند و خواستار تشریح و تفسیر همه مراحل یک رابطه جنسی شدند. وقتی با مقاومت بنده در نگارش چنین اوهامی مواجه شدند، شروع کردند به تشریح روابط جنسی دو جنس مخالف و از من خواستند تا آنچه آنها می گویند را بنویسم، به گونه ای که چندین صفحه از صفحات بازجویی اختصاص به تشریح روابط جنسی داشت. می دانید برای چه؟! برای آن که با تأسف نوشته های ما را کپی می کردند و بین خود توزیع می کردند و با لذت می خواندند،...

 راستی چرا باید در زندان به یک متهم پیشنهاد مالی شود تا علیه یک جریان سیاسی کتاب بنویسد؟! البته کتاب که نه، آنچه آنها می خواستند همان داستان ها و رمان هایی بود که در سال های اخیر کم شاهدش نبوده ایم!! "

پیشنهاد شهادت دروغین برعلیه دیگر زندانیانِ امنیتی، پیشنهادی است که به این دو زندانی و صدها زندانی دیگر داده شده است. متاسفانه این پیشنهاد که به صورت یک معامله ی دوطرفه مطرح می شود، در برخی موارد مورد قبول بعضی زندانیان واقع می شود.

یکی از پرونده های سنگین امنیتی، که قرار است به زودی به یک پرونده ی خصوصی تبدیل شود، پرونده آقای پیمان فتاحی (رهبر جمعیت فرهنگی ال یاسین) است.

آقای محمد اولیایی فر، وکیل پایه یک دادگستری تهران، معتقد است که پرونده ی آقای پیمان فتاحی، یکی از سنگین ترین پرونده های امنیتی عصر حاضر است. اما به گفته ی قاضی پرونده، بازجویان قصد دارند این پرونده ی سنگین امنیتی را خصوصی کنند تا از این طریق شخصیت پیمان فتاحی را تخریب کرده و به گفته ی خودشان چهره ی محبوب وی را به یک چهره ی منفور تبدیل کنند.

آقای پیمان فتاحی با اتهام واهی "اقدام علیه امنیت ملی" بازداشت شده است اما پس از گذشت بیش از دو سال سعی و تلاش مکرر ماموران دایره مذاهب وزارت اطلاعات به منظور جرم سازی و مدرک سازی بر علیه ایشان، پرونده ی وی هنوز ناقص مانده و تکمیل نشده است از اینرو دایره مذاهب اطلاعات قصد دارد این پرونده را در یک دادگاه غیرعلنی و با حضور شاکیان خصوصی و شهادت های دروغین، خاتمه دهد.

اما سوال این است که با وجود صدها پرونده ی مشابه، آیا هنوز فردی باقی مانده است که از روش های دروغین و کثیف دستگاه امنیتی ایران بی اطلاع باشد؟ پس این سناریوها به منظور فریب چه کسانی طراحی و اجرا می شوند؟

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/23 ساعت 3:14 PM  توسط پارسه  | 

نازی حسامی (شیوا ) از قربانیان هلوکاست زنان در ایران است !

 

نهضت زنان ال یاسین وابسته به کانون حقوق بشر و روابط بین الملل "آیا"با تهیه ی فیلمی  با عنوان " هلوکاست زنان در ایران را متوقف کنید" و  دربیانیه ای ، "القاعده فرهنگی ایران" را که  زنان نویسنده و تحصیل کرده ایرانی را در اوین و در شرایطی بسیار غیرانسانی محبوس کرده اند  و تحت تفتیش عقاید قرار می دهند محکوم کردند .دراین فیلم و بیانیه ،  به خانم نازی حسامی (شیوا ) نویسنده و مدیر داخلی انتشارات یاهوو یکی از اعضای شورای مرکزی جمعیت ال یاسین واز قربانیان برخوردهای ضد فرهنگی دایره مذاهب ، اشار ه شد ه است که با روش ترور شخصیت و با انتشار مطالب تخریبی و اتهامات مختلف مانند مشارکت در فرقه سازی و ترور فرهنگی با سانسور و لغو مجوز فعالیتهای فرهنگی و مصادره آثار اندیشه ای او،  هم اینک بیشتر از 100 روزمی باشد که دربند 209 زندان اوین به سر می بر د .

دراین فیلم و بیانیه به دیگر زنان نیز اشاره شد ه است ازجمله  زهرا کاظمی (خبرنگار) ، زهرا بنی یعقوب (پزشک) ،  پروانه فروهر،  هاله اسفندیاری ، رکسانا صابری (خبرنگار) ،  شیرین عبادی، نسرين ستوده ،  میترا حاجی نجفی (ناشرو هم کار خانم نازی حسامی ) ، شباب حسامی (ناشر، نویسنده و محقق وخواهر نازی حسامی ) ،عالیه اقدام دوست، روناک صفازاده، عشاء مومنی ، فعالان زن کارگری ، دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب ،  هواداران آيت الله بروجردي و زنان مسیحی و... وهمچنین همسران ، مادران زندانیان ازجمله مادر نازی حسامی ، خانم فریده رساپور را نیزاز دیگر افرادی که  به نحوی دیگر تحت ظلم و تعدی قرار دارند معرفی کرده است .

 

 

بیانیه ی نهضت زنان ال یاسین را در اینجابخوانید .

 


نازی حسامی (شیوا ) را در فیلم " هلوکاست زنان در ایران را متوقف کنید" ببنید .

 

 
 
|+| نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/17 ساعت 9:13 AM  توسط پارسه  | 

ما هستیم

|+| نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/17 ساعت 9:10 AM  توسط پارسه  | 

معلم عزیزم مر تو را سپاس...
 

 به نام آموزگار هستي..

تعليم زنده زندگى مى‏بخشد و معلم زندگى زنده مى‏كند و زندگى مى‏آورد. تعليم زنده كار معلم زندگيست.

از تعليم زنده، زندگى زاييده مى‏شود و معلم زندگى زاينده زندگيست.

استاد ایلیا م.

سلام بر معلم بزرگ ایلیا...

سلام بر شاگردان استاد ايليا..

سلام بر ال ياسين..

امروز، 12 ارديبهشت ماه، روز بزرگداشت مقام معلم است. امروز را روز معلم ارج نهادند تا شاگردان به مناسبت اين روز، به معلمان دلسوز و فداكار خود روز معلم را تبريك بگويند.

لینک دانلود فیلم قربانیان تعلیم و تربیت:

http://rapidshare.com/files/227940600/moalem_WMV_ok_WM_MOVIE_TRAILER_FULL.wmv.html

به اميد آزادي معلم محبوبمان از چنگال دژخيمان فرهنگي دايره مذاهب وزارت اطلاعات..

 

 

 

شکنجه روانی کودکان خردسال رهبر جمعبت ال یاسین در جریان ملاقات با پدر زندانی خود

بعد از سه ماه ممنوع الملاقات بودن استاد ایلیا (پیمان فتاحی) و تلاشهای آقای اولیایی فر وکیل پرونده و همسر استاد ایلیا برای ملاقات فرزند بیمارش با پدر، در نهایت در تاریخ 7-2-88 قاضی حداد دستور این ملاقات را صادر کرد اما به دلیل توافقات پنهان میان بازجویان پرونده و منشی دادگاه، این اجازه به بازداشتگاه ابلاغ نشد و پس از بارها پیگیری بالاخره امکان این ملاقات در حالی فراهم گردید که دایره مذاهب وزارت اطلاعات، ملاقات را نیز به حربه ای برای شکنجه روانی اعضای این خانواده تبدیل کرد. جزئیات این ملاقات طی گزارشی از سوی یکی از اعضای جمعیت به گروه خبری پیام ال یاسین ارسال شد که این گزارش در ادامه به اطلاع می رسد:

"پس از تلاش بسیار برای اخذ اجازه ملاقات کودکان بیمار استاد ایلیا با پدرشان، بازجویان در کمال ناباوری دو کودک خردسال یک و چهار ساله را با بی اعتنایی به فریادهای آنها از مادر جدا کرده و  همراه خود برای ملاقات پدرشان بردند که این موضوع باعث وحشت ایلیاهو شد. این کودک 4 ساله فریاد می کشید که شما می خواهید مرا شکنجه بدهید و بازجوبان هم فریاد می زدند که ما نمی خواهیم تو را شکنجه دهیم و تکرار کلمه شکنجه با صدای بلند، خود موجب تشدید تنش این کودک خردسال می شد. پس از آن با توجه به اینکه به استاد حتی اجازه اصلاح صورت و استفاده از پوشش معمول داده نشده بود، ایلیاهو پدرش را نشناخت و فریاد می زد که این پدر من نیست. در این هنگام بازجویان در حضور این  کودک 4 ساله بر سر پدر فریاد می کشیدند و در مورد شکنجه شدن پدر حرف می زدند و از ایشان می خواستند که به فرزند خود بگوید که شکنجه نشده است که این موضوع وحشت کودک بیمار ایشان را بسیار بالا می برد. در این هنگام خانم شباب حسامی پس از بیشتر شدن صدای فریاد کودکش ناگزیر خود را به سالن ملاقات می رساند تا فرزند وحشت زده خود را آرام کند که بازجویان در حضور کودکان بر سر ایشان فریاد می کشیدند که چرا مداخله می کند و خانم حسامی کودک خود را به بیرون از سالن هدایت می کند تا او را که بسیار بی قرار و مضطرب بوده برای ملاقات آرام نماید که پس از آن جلادان امنیتی در حالی که بنا به رای قاضی هنوز  20 دقیقه از زمان ملاقات باقی مانده بود، دیگر اجازه دیدار این کودک خردسال را با پدرش نمی دهند."

لازم به ذکر است که ایلیاهو در حال حاضر به دلیل ابتلا به بیماری "اضطراب جدایی" در حال درمان بوده و دارو مصرف می کند. از سوی دیگر وضعیت نامناسب جسمانی و رنگ پریدگی آشکار استاد ایلیا در این ملاقات سند دردناک دیگری بر شکنجه جسمی ایشان در روزهای اخیر بوده و  بیش از پیش موجبات نگرانی اعضای جمعیت ال یاسین را بر انگیخته است.

|+| نوشته شده در  یکشنبه 1388/02/13 ساعت 10:49 AM  توسط پارسه  | 

در خوزستان رخ داد : بریده شدن سر یک زن به دست همسرش

در ساعت 9 شب مورخ  19/ فروردین ماه، زن 18 ساله ای  ، در حمیدیه از توابع شهرستان اهواز به دست همسرش تحت نام قتل ناموسی کشته شد.

احمد الوانی 25 ساله  همسر مقتول ،  با همکاری عمو وچند تن دیگر همسر18 ساله خود ابتدا با ضربات چاقو در محل پل شهید ستاری حمیدیه به قتل رساند و سپس سر وی را کاملا از بدن بی جانش جدا نمود .

 وی بعد از ارتکاب قتل، سر بریده همسر خود  را به درب منزل شخصی فرستاد که گفته می شود مقتول با وی رابطه داشته است .

نیروی انتظامی با تکمیل پرونده ،  متهمان را به شعبه قتل اداره آگاهی اهواز تحویل و مراحل بازجویی از متهمان در حال انجام است .

|+| نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/03 ساعت 12:18 PM  توسط پارسه  |