تبليغاتX
من یک ایرانیم

اعترافات سعید امامی
اعترافات سعید امامی
|+| نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/12 ساعت 10:43 AM  توسط پارسه  | 

نازی حسامی (شیوا ) از قربانیان هلوکاست زنان در ایران است !

 

نهضت زنان ال یاسین وابسته به کانون حقوق بشر و روابط بین الملل "آیا"با تهیه ی فیلمی  با عنوان " هلوکاست زنان در ایران را متوقف کنید" و  دربیانیه ای ، "القاعده فرهنگی ایران" را که  زنان نویسنده و تحصیل کرده ایرانی را در اوین و در شرایطی بسیار غیرانسانی محبوس کرده اند  و تحت تفتیش عقاید قرار می دهند محکوم کردند .دراین فیلم و بیانیه ،  به خانم نازی حسامی (شیوا ) نویسنده و مدیر داخلی انتشارات یاهوو یکی از اعضای شورای مرکزی جمعیت ال یاسین واز قربانیان برخوردهای ضد فرهنگی دایره مذاهب ، اشار ه شد ه است که با روش ترور شخصیت و با انتشار مطالب تخریبی و اتهامات مختلف مانند مشارکت در فرقه سازی و ترور فرهنگی با سانسور و لغو مجوز فعالیتهای فرهنگی و مصادره آثار اندیشه ای او،  هم اینک بیشتر از 100 روزمی باشد که دربند 209 زندان اوین به سر می بر د .

دراین فیلم و بیانیه به دیگر زنان نیز اشاره شد ه است ازجمله  زهرا کاظمی (خبرنگار) ، زهرا بنی یعقوب (پزشک) ،  پروانه فروهر،  هاله اسفندیاری ، رکسانا صابری (خبرنگار) ،  شیرین عبادی، نسرين ستوده ،  میترا حاجی نجفی (ناشرو هم کار خانم نازی حسامی ) ، شباب حسامی (ناشر، نویسنده و محقق وخواهر نازی حسامی ) ،عالیه اقدام دوست، روناک صفازاده، عشاء مومنی ، فعالان زن کارگری ، دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب ،  هواداران آيت الله بروجردي و زنان مسیحی و... وهمچنین همسران ، مادران زندانیان ازجمله مادر نازی حسامی ، خانم فریده رساپور را نیزاز دیگر افرادی که  به نحوی دیگر تحت ظلم و تعدی قرار دارند معرفی کرده است .

 

 

بیانیه ی نهضت زنان ال یاسین را در اینجابخوانید .

 


نازی حسامی (شیوا ) را در فیلم " هلوکاست زنان در ایران را متوقف کنید" ببنید .

 

 
 
|+| نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/17 ساعت 9:13 AM  توسط پارسه  | 

ما هستیم

|+| نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/17 ساعت 9:10 AM  توسط پارسه  | 

معلم عزیزم مر تو را سپاس...
 

 به نام آموزگار هستي..

تعليم زنده زندگى مى‏بخشد و معلم زندگى زنده مى‏كند و زندگى مى‏آورد. تعليم زنده كار معلم زندگيست.

از تعليم زنده، زندگى زاييده مى‏شود و معلم زندگى زاينده زندگيست.

استاد ایلیا م.

سلام بر معلم بزرگ ایلیا...

سلام بر شاگردان استاد ايليا..

سلام بر ال ياسين..

امروز، 12 ارديبهشت ماه، روز بزرگداشت مقام معلم است. امروز را روز معلم ارج نهادند تا شاگردان به مناسبت اين روز، به معلمان دلسوز و فداكار خود روز معلم را تبريك بگويند.

لینک دانلود فیلم قربانیان تعلیم و تربیت:

http://rapidshare.com/files/227940600/moalem_WMV_ok_WM_MOVIE_TRAILER_FULL.wmv.html

به اميد آزادي معلم محبوبمان از چنگال دژخيمان فرهنگي دايره مذاهب وزارت اطلاعات..

 

 

 

شکنجه روانی کودکان خردسال رهبر جمعبت ال یاسین در جریان ملاقات با پدر زندانی خود

بعد از سه ماه ممنوع الملاقات بودن استاد ایلیا (پیمان فتاحی) و تلاشهای آقای اولیایی فر وکیل پرونده و همسر استاد ایلیا برای ملاقات فرزند بیمارش با پدر، در نهایت در تاریخ 7-2-88 قاضی حداد دستور این ملاقات را صادر کرد اما به دلیل توافقات پنهان میان بازجویان پرونده و منشی دادگاه، این اجازه به بازداشتگاه ابلاغ نشد و پس از بارها پیگیری بالاخره امکان این ملاقات در حالی فراهم گردید که دایره مذاهب وزارت اطلاعات، ملاقات را نیز به حربه ای برای شکنجه روانی اعضای این خانواده تبدیل کرد. جزئیات این ملاقات طی گزارشی از سوی یکی از اعضای جمعیت به گروه خبری پیام ال یاسین ارسال شد که این گزارش در ادامه به اطلاع می رسد:

"پس از تلاش بسیار برای اخذ اجازه ملاقات کودکان بیمار استاد ایلیا با پدرشان، بازجویان در کمال ناباوری دو کودک خردسال یک و چهار ساله را با بی اعتنایی به فریادهای آنها از مادر جدا کرده و  همراه خود برای ملاقات پدرشان بردند که این موضوع باعث وحشت ایلیاهو شد. این کودک 4 ساله فریاد می کشید که شما می خواهید مرا شکنجه بدهید و بازجوبان هم فریاد می زدند که ما نمی خواهیم تو را شکنجه دهیم و تکرار کلمه شکنجه با صدای بلند، خود موجب تشدید تنش این کودک خردسال می شد. پس از آن با توجه به اینکه به استاد حتی اجازه اصلاح صورت و استفاده از پوشش معمول داده نشده بود، ایلیاهو پدرش را نشناخت و فریاد می زد که این پدر من نیست. در این هنگام بازجویان در حضور این  کودک 4 ساله بر سر پدر فریاد می کشیدند و در مورد شکنجه شدن پدر حرف می زدند و از ایشان می خواستند که به فرزند خود بگوید که شکنجه نشده است که این موضوع وحشت کودک بیمار ایشان را بسیار بالا می برد. در این هنگام خانم شباب حسامی پس از بیشتر شدن صدای فریاد کودکش ناگزیر خود را به سالن ملاقات می رساند تا فرزند وحشت زده خود را آرام کند که بازجویان در حضور کودکان بر سر ایشان فریاد می کشیدند که چرا مداخله می کند و خانم حسامی کودک خود را به بیرون از سالن هدایت می کند تا او را که بسیار بی قرار و مضطرب بوده برای ملاقات آرام نماید که پس از آن جلادان امنیتی در حالی که بنا به رای قاضی هنوز  20 دقیقه از زمان ملاقات باقی مانده بود، دیگر اجازه دیدار این کودک خردسال را با پدرش نمی دهند."

لازم به ذکر است که ایلیاهو در حال حاضر به دلیل ابتلا به بیماری "اضطراب جدایی" در حال درمان بوده و دارو مصرف می کند. از سوی دیگر وضعیت نامناسب جسمانی و رنگ پریدگی آشکار استاد ایلیا در این ملاقات سند دردناک دیگری بر شکنجه جسمی ایشان در روزهای اخیر بوده و  بیش از پیش موجبات نگرانی اعضای جمعیت ال یاسین را بر انگیخته است.

|+| نوشته شده در  یکشنبه 1388/02/13 ساعت 10:49 AM  توسط پارسه  | 

پیام دکتر احمدی نژاد برای پیروزی اوباما
 
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای باراک اوباما
رئیس‌جمهور منتخب ایالات متحده آمریکا
از اینکه توانستید آراء اکثریت شرکت‌کنندگان در انتخابات را به خود جلب کنید تبریک می‌گویم. می‌دانید فرصت‌هایی که از ناحیه خداوند به بندگان هدیه می‌شوند زودگذرند و می‌توانند در مسیر کمال انسان و صلاح ملت‌ها و یا خدای ناکرده در مسیر سقوط علیه ملت‌ها به کار گرفته شوند. امیدوارم جنابعالی با ترجیح مصالح حقیقی مردم و انصاف و عدالت بر تقاضاهای سیری‌ناپذیر اقلیتی خودخواه و ناصالح، از فرصت خدمت، حداکثر استفاده را به عمل آورید و نام نیکی از خود به جای بگذارید.
توقع عمومی این است که پاسخگویی سریع و روشن به مطالبه تحول صحیح و اساسی در سیاست‌های داخلی و خارجی دولت آمریکا که خواست همه ملت‌های جهان و ملت آمریکاست، سرلوحه و محور همه برنامه‌ها و اقدامات دولت آینده شما قرار گیرد.

از سویی ملت آمریکا که دارای گرایشات معنوی است انتظار دارند که همه توان و همت دولت در مسیر خدمت به مردم، اصلاح وضعیت بحرانی اقتصادی، بازیابی حیثیت، روحیه و امید آنان و رفع کامل فقر و تبعیض، احترام کامل به کرامت، امنیت و حقوق انسانی و تقویت بنیان‌های خانواده که از جمله تعلیمات انبیاء الهی است در سرزمین آمریکا مصروف شود.  ادامه پیام دکتر احمدی نژاد برای پیروزی اوباما در ادامه مطلب...

پیام دکتر احمدی نژاد برای پیروزی اوباما Www.Nanjoon.Com

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  دوشنبه 1387/08/20 ساعت 11:56 PM  توسط پارسه  | 

گزارش خبری از تظاهرات امروز حد فاصل چهارراه فاطمی و بلوار کشاورز ضلع غربی پارک لاله:

 

امروز طبق وعده و راهنمایی های داده شده از سوی شبکه کانال یک برای تجمع اعتراض آمیز مفاسد اقتصادی راس ساعت 5 بعد از ظهر مردم به صورت پراکنده در مسیر ذکر شده حضور داشتند پیش از ساعت یک حدود 30 الی 50 مامور لباس شخصی به همراه موتور سیکلت و خودروهای استیشن ولکس واگن و هایلوکس چینی به شکل پلاک شخصی در پارک حضور داشتند حدود 10 خودروی هایلوکس چینی گشت ارشاد به همراه بنز های الگانس پلیس سرتاسر خیابان وجود داشت و ماموران زن گشت ارشاد به همراه ماموران مرد در آنها حضور داشتند که حدودا به 50 نفر میرسیدند.

رفته رفته با گذشت زمان جمعیت بسیار زیاد شد مردم به شکل متفرق در پیاده روی خیابان و به خصوص در پارک قدم میزدند و به همدیگر شعار ماهستیم میدادند.

حدود ساعت 18 و 10 دقیقه جمعیت در جنوب غربی پارک لاله نزدیک بلوار کشاورز جمع شد ماموران لباس شخصی و گشت ارشاد با فراخواندن بیسیم به طرف جمعیت راه افتاند جمعیت در حدود 2000 نفر و شاید هم بیشتر و چند صد نفر هم به شکل پراکنده نظاره گر بودند.

ابتدا زنی شجاع شروع به سر دادن شعار (موجم اگر میروم گر نروم نیستم)کرد و پس از سه بار تکرار از سوی جمعیت ناراضی که بسیار زیاد هم بودند ماموران به شکل هراسان شروع به پرتاب گلوله های پلاستیکی پینت بال به سوی هوا و حمله به مردم با باتوم کردند ابتدا زنی که آغازگر تجمع بود را دستگیر کردند که مردم با هو کردن مامورین لباس شخصی وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی کردند و درگیری شدید تر شد خیابان برای چند لحظه بسته شد خودروهایی که به دفاع از مردم بوق میزدند مورد حمله قرار میگرفتند.

مردمی که به دفاع از دستگیرشدگان به ماموران حمله میکردند نیز دستگیر میشدند چیزی در حدود 30 الی 50 نفر توسط ماموران دستگیر شدند اکثرا زنان بودند.

ماموران آنها را به درون خودروهای گشت ارشاد میکشاندند و در این حین ماموران وزارت اطلاعات به تهیه فیلم و عکس از بازداشت شدگان میپرداختند.

ماموران لباس شخصی دارای شوکر الکتریکی و باتوم آهنی میله و چوب بودند الفاظ رکیک به زبان می آوردند و به کتک زدن مردم بیگناه از پیرزن گرفته تا نوجوانان میپرداختند.

سر و دست ها شکست و بسیاری آسیب دیدند

تجمع حدود 10 دقیقه پس از حمله ماموران پایان یافت و جمعیت به شکل متفرق درون پارک و پیاده روی خیابان حضور داشتند.

نکته قابل توجه این است که مردم بسیار بیشتر از آن چه تصور داشتیم حصور یافتند روحیه مردم قابل توجه بود جمعیت بسیار زیادی در تجمع امروز تهران حضور داشتند.

همگی به هدفمان رسیدیم و اعتراض خود را به رژیم پست فطرت ظلم و جور و جهل آخوندی رساندیم.

مردم شعارهای ما هستیم و ... را سر دادند.

باید منتظر سایر اخبارهای تجمع از مشهد و اصفهان و شیراز باشیم.

به امید نابودی رژیم.........


***

گزارش از اصفهان

در خیابان های چهارباغ بالا ودروازه شیراز افراد لباس شخصی زیادی دیده می شوند که به شدت از ایستادن مردم در خیابان جلوگیری می کنند حوالی خیابان نیکبخت درگیری های پراکنده ای دیده می شود، فرمانده نیروی انتظامی اصفهان(صدر السادات) سوار بر یک لند کروز که به همراه چند موتور سوار اسکرت می شود مرتبا از خیابان چهارباغ بالا ودروازه شیراز عبور می کند نیروهای اطلاعاتی سرتاسر دروازه شیراز وچهارباغ بالا دیده می شوندو اضطراب در چهره ماموران موج می زند.

***

گزارش از شیراز

شیراز نیوز: تعداد زیادی از مردم شیراز در حوالی ساعت 5:30 عصر امروز در میدان علم و بلوار دانشجو در پی دعوت یکی از کانال های ماهواره ای و در اعتراض به مفاسد اقتصادی و برای روشن شدن موارد مطرح شده در پرونده پالیزدار گرد هم آمدند.

این در حالی است که نیروهای امنیتی و شبه نظامی از ساعت ها قبل در آنجا مستقر شده بودند و سعی در پراکنده کردن مردم داشتند. نیروهای امنیتی اقدام به دستگیری حدود 20 نفر از افراد تجمع کننده نمودند که از سرنوشت آنان خبری در دست نیست.

تعداد خودروهای نظامی در میدان علم و بلوار دانشجو به شدت زیاد بود و پلیس سعی داشت تا به کمک نیروهای لباس شخصی جو رعب و وحشت را در خیابان حاکم کند.

از جمله نکات جالب در این تجمع، حضور فرماندار شیراز، قاضی پرونده دانشجویان احضار شده به دادسرا در جریان تجمعات اسفندماه دانشگاه شیراز و نیز کارکنان حراست تمامی دانشگاه های شیراز در محل های ذکر شده بود.

اوج تجمع در ساعت 7 عصر بود که منجر به دستگیری تعدادی از مردم شد.

این اعتراض مردمی تا ساعت 8 شب ادامه یافت و پس از آن بلوار دانشجو با ترافیکی غیر عادی روبرو بود که ناشی از حضور مردم با ماشین های شخصی شان در آنجا بود.


***

گزارش از مشهد: وبلاگ شاتوت

میدونستم که ساعت پنج قرار هست یک تجمع اعتراض امیز در پارک ملت برگزار بشه ! ساعت چهار راه افتادم و یک دوری حومه پارک ملت زدم ببینم اوضاع از چه قراره … هر چه که به چشم میخورد نیروهای انتظامی بود که دور پارک ملت رو به محاصره در اورده بودن ! داخل خیابونهای فرعی اتوبوس های مملو از نیرو پارک شده بود !

ساعت پنج نیروها قبل از اینکه شعار ها شروع بشه شروع به بازداشت کردند ! ماشین ها پر میشد از بازداشت شده ها و راه می افتاد … تجمع کم کم شکل گرفت و شلوغ شد …نیروهای لباس شخصی همه جا پر بودند و هر کس رو که میگرفتند کتک میزدند ! یه لباس شخصی بود این پفیوز فک کنم بوکسور بود … چنان هر کس رو که میگرفتن زیر مشت و لگد میگرفت که انگار دشمن خونیشه ! مردم که شروع کردند به شعار دادن و سوت زدن یکدفعه نیروهایی با جلیقه سبز حمله کردند و بلافاصله نیروهای لباس پلنگی که مسلح به اسلحه هایی بودن که تا حالا ندیدم بودم ! اسلحه ها تقریبا شبیه سیمینوف بود اما با لوله هایی بزرگتر و جلیقه های ضد گلوله و سپر که به تجمع حمله کردند ! یه عده از نیرو ها هم لباس سرتاسر نارنجی پوشیده بودن که در نگاه اول فکر کردم رفتگر هستند ولی فهمیدم نیروهای ویژه هستن !

چیزی که برام جالب بود نیروهایی بودند که لباس هاس فرم سر تاسر مشکی پوشیده و کلاه های کش باف مشکی به سر مجهز به کلت کمری و کارد با دستکش های چرمی بی انگشت و قیافه های سوخته و البته ورزیده ! ایندفعه بر عکس دفعه قبل نیروها قبل از اینکه تظاهرات شروع بشه وارد عمل شدند و میتونم بگم اکثرا شانسی میگرفتن و از روی قیافه ها بازداشت میکردن ! اخرین نیروی که وارد عمل شد نیروهای موتور سوار دو پشته بود که با لباس پلنگی و جلیقه های ضد گلوله وارد عمل شدند … رژه رفتن و پا زدن های هماهنگ نیروهای ویژه فضایی پلیسی و وحشت اور ایجاد کرده بود … !

جوانی رو گرفته بودند و داشتند میزدند و میبردند که مادرش رسید و دست پسرش را کشید که یکی از این مامورها با باتوم زد روی دست مادرش و پسر رو بردن ! نیروهای زن چند نفری به زنان حمله میکردند و یک نفر اونها رو که میگرفتن نیروهای لباس شخصی دست هاشون رو به هم دور اونها حلقه میکردند و به طرف ماشین نیروی انتظامی میبردند تا مردم برای ازادی اون زن نتونن کاری بکنن !

یک پیر مرد رو گرفتن و نمیدونم چی دیده بودن ازش که خیلی بهش سخت گرفتن و بازجویی بدنی کردند ازش و وقتی اعتراض کرد زدن توی دهنش که بنده خدا دندون مصنوعی بالاش از تو دهنش افتاد و اون رو از روی زمین برداشت …با اینکه ماشین جا نداشت این پیرمرد رو به زور هل دادن و توی ماشینش کردن و ماشین راه افتاد !

با یکی از نیروهای لباس شخصی روی هم ریختم و گرفتمش زیر سوال ..گفت از تمام شهر های استان نیرو اومده مشهد …میگفت از هفت صبح اینجاییم و پاهام شل شده ! بهش گفتم حاجی یه چیزایی این مامورا دستشونه چیه ؟ گفت اینا شک وارد میکنه … میگفت اشعه داره و به هر کسی بخوره نمیتونه حرکت کنه و میفته ! گفت این دیوونه ها نمیدونن چقدر نیرو اومده ! همینقدر که نیروهای لباس رسمی هست همینقدر هم لباس شخصی اینجا هست !

داشتم برمیگشتم روبروی کلانتری سجاد شلوغ بود … مادرهایی که دنبال گم کرده های خودشون بودن !

|+| نوشته شده در  شنبه 1387/04/08 ساعت 2:27 PM  توسط پارسه  | 

بنام آزادی و بنام خلق بپا خاسته

با خبر شدیم  اقای علی جان گرائی   به اتفاق همسرش   شهناز زکی پور  فرزندانش  آزاده گرائی  دانشجو  ۲۷ ساله   محسن گرائی  دانشجو ۲۵ ساله از سوی دادگاه انقلاب کرج  به اتهام واهی هواداری از سازمان مجاهدین خلق  به  ۳۰ سال مجموعا حبس تعزیری محکوم شدند.

روز ۲۶ خرداد  خانواده گرائی از زندان گوهر دشت کرج با دستبند  و پا بند و حفاظت شدید از سوی مامورین زندان   به دادگاه انقلاب کرج  شعبه ۴ اعزام شدند  نامبردگان که در فروردین ماه سال جاری و در کرج دستگیر شده بودند  بعد از ۳ ماه بلاتکلیفی عاقبت شعبه ۴ دادگاه انقلاب کرج  بدون وکیل و بدون دفاع از اتهامات وارده  به شرح ذیل  محکوم شدند :

۱- علی جان گرائی پدر خانواده  به ۵ سال حبس تعزیری

۲- شهناز زکی پور مادر خانواده به ۵ سال حبس تعزیری

۳- محسن گرائی  ۲۵ ساله دانشجو به ۱۰ سال حبس تعزیری

۴- آزاده گرائی دانشجو ۲۷ ساله به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم و بدون در نظر گرفتن ندانشتن وکیل و دفاعیات  به زندان گوهر دشت کرج باز گردانده شدند برای اجرا و سپری کردن دوران طولانی زندان در بیدادگاههای جمهوری اسلامی

ناگفته نماند آزاده گرائی  ۲۷ ساله دانشجو که ۱۰ سال را باید در زندان بگزراند دارای فرزند دختر ۶ ساله ایی می باشد که بدون سر پرست  منتظر است که بعد از ۱۰ سال دیگر مادر خود را ببیند

همچنین تنها عضو باقی مانده از این خانواده احسان گرائی ۱۶ ساله توسط وزارت اطلاعات کرج احضار و به او یاد آور شده اند که اگر خواسته باشد گزارشات  نغض حقوق بشر را در رابطه با خانواده خود به رسانه ها منتقل کند او را نیز بازداشت خواهند کرد  از وی نیز تعهد کتپی گرفته شده که سکوت کند.

کانون پیشاهنگی دفاع از زندانیان سیاسی

|+| نوشته شده در  جمعه 1387/03/31 ساعت 0:20 AM  توسط پارسه  | 

پیام شاهزاده رضا پهلوی

پیام شاهزاده رضا پهلوی

چهارشنبه 1 خرداد 1387

هشداری به آقای علی خامنه ای و دست یارانشان

من نیز، همانند اکثریت قاطع هم میهنانم، دیریست که حکومت جابرانه و خودکامۀ شما را بر ایران عزیز و بر مردم آزاده و شریفش، از هر نوع مشروعیت قانونی و اعتبار اخلاقی بی نصیب می دانم. چه، اگرانقلاب از رهگذر مشارکت نسنجیدۀ مردم ایران مشروعیتی داشت، با آغاز و ادامۀ حکومت ولایت فقیه، که شما و یارانتان، چون بختکی سنگین برسینۀ ایرانیان فرود آوردید، ذره ای از آن مشروعیت بر دامن به خون و فساد آلودۀ شما برجای نمانده است

اعتبار و مشروعیت هرحکومتی تنها مشروط به تبعیتش از رای شهروندان و، مهم تر از آن، منوط به لیاقتش در برآوردن خواست های برحق و آرمان های انسانی آن هاست. حکومتی که نه پاسخگوی شهروندانش باشد و نه کارساز مشکلاتشان، همانقدر مشروع و معتبراست که حکومت بیگانگان در سرزمینی اشغال شده. کارنامۀ سیاه سی سالۀ ولایت فقیه، آقای خامنه ای، بی گمان معرف وجود و حضور چنین حکومتی در میهن عزیزماست

دلایل بی اعتنایی حکومت شما به رای مردم ایران چنان بدیهی و بی شمارند که مشکل بتوان کسی را، در ایران یا در سراسر جهان، یافت که از آن بی خبرباشد. نزدیک به سی سال است که شما و دستیارانتان، با توسل به خشونت بی کران و تهدیدها و ترفندهای گوناگون مجال ابراز رای و اظهارنظر آزادانه را از مردم ایران سلب کرده اید و در زندانی به پهنای سرزمین بزرگ ایران نه از مطبوعاتی که خواست ها و آرای شهروندان محروم را آزادانه بازتاب دهند نشانی برجای گذاشته اید و نه از احزاب مستقلی که بتوانند گویا و مدافع منافع و مصالح طبقات گوناگون جامعه باشند

کارگران و کارمندان ایران که در این سال های سخت و عصیان زا متحمل بیشترین محرومیت ها شده اند نه حق تشکیل سندیکاها و انجمن های خود را داشته اند و نه حتی حق تجمع و تظاهر مسالمت آمیز در اعتراض به حکومتی که چنین مصیبت ها و محرومیت هایی بر آنان تحمیل کرده است. میلیون ها دانشجوی ایرانی، این نمایندگان واقعی ملت، این سخنگویان هشیار و فرهیختۀ مردم ایران، هرگاه سخنی در بیان واقعیت های تلخ زندگی خویش، در دفاع از مصلحت میهن رنجورشان، به زبان و قلم آورند پاسخ آن تحمل شکنجه و زندان و مرگ است. همین بها را سال هاست که زنان شیردل ایران، مادران و دختران محروم وطن، نیز پرداخته اند، آن هم به اتهام حق طلبی، به گناه تجاوز از حصار و حریم قرون وسطایی، به جرم تلاش برای گسیختن زنجیرهای بندگی و حقارتی که حکومت شما بر آنان تحمیل کرده است. حتی روحانیان حق طلب نیز که به نقش شما در سست کردن اعتقادات مذهبی بخش بزرگی از مردم ایران پی برده اند اگر زبان به انتقاد و اعتراض گشایند از انتقام شما مصون نمی مانند

تنها دو نهادی را که می توانند معرف و مترجم واقعی خواست و ارادۀ عمومی باشند، که همانا انتخابات ادواری و مجلس شوراست، به نمایشی مبتذل و فرمایشی و به ابزاری شرم آور برای فریب مردمان فرو کاسته اید. بی حضور احزاب و مطبوعات آزاد و دادگستری مستقل، مردم ایران همانقدر از انتخابات شما بهره برده اند که مردم اتحاد جماهیر شوروی سابق از انتخابات نظام استالینی

و این جاست، آقای خامنه ای، که باید به دلیل دوم سلب کامل اعتبار و مشروعیت ولایت مطلقۀ فقیه پرداخت که همانا بی کفایتی مزمن شما و پیشینیانتان در برآوردن حداقل نیازهای اقتصادی مردم ایران است. ابعاد وحشتناک این بی کفایتی به ویژه با توجه به درآمد سرشار سی سالۀ ایران از فروش نفت آشکارمی شود. به سخن دیگر، نظام ولایی شما افزون بر سلب همۀ حقوق و آزادی های مردم ایران، و علیرغم دست یافتن به ثروتی باد آورده و عظیم، ایران آباد و بالندۀ آستانۀ انقلاب اسلامی را که رشک جوامع همسایه بود به سراشیب ورشکستگی اقتصادی کشانده و مردم کوشا و مستعدش را به مصیبت های جانکاه تورم و بیکاری روزافزون دچار کرده است. در سراسر جهان، از شمار انگشتان یک دست بیشتر نیستند حکومت هایی که شهروندان خویش را، بسان حکومت شما، هم از آزادی های اساسی بشری محروم کرده باشند و هم از حداقل حقوق مادی. عجیب نیست اگر برخی از یاران معدود شما درعرصۀ بین المللی، از جمله سوریه و سودان و کرۀ شمالی، نیز در جرگۀ چنین حکومت هایی جای دارند

اما، آقای خامنه ای، سلب حقوق و آزادی های مردم ایران و خم کردن پشتشان با سنگینی مشکلات روزافزون اقتصادی با همۀ اهمیتشان در برابر خطرها و تهدیدهایی که از سر جهل و غوغاگری متوجۀ امنیت و تمامیت ارضی میهن عزیز ما کرده اید رنگ می بازند. واقعیت مسلم آن است که سال ها پیش از تسلط شما و یارانتان بر مسند حکومت، سودای بهره جویی از اهرم مذهب برای دخالت در جوامع همسایۀ ایران مهم ترین وسوسۀ ذهنی شما بوده است. در مقدمۀ قانون اساسی جمهوری اسلامی، که «سند سلب حقوق ملت» نامی برازندۀ آن است، از چنین سودایی به صراحت سخن رفته

تلاش شما برای حادثه آفرینی و مبارز طلبی برای تحریف افکار مردم ایران ریشه ای بس دیرینه دارد. از همان آغاز تسلط شما و یارانتان بر مسند قدرت بود که به خوار شمردن بزرگان و قهرمانان تاریخی و تحقیر آثار گرانقدر باستانی ایران پرداختید و عناد و خصومت خویش با هویت و فرهنگ کهن ایران، یعنی شالوده های استوار همبستگی هزاران سالۀ مردمانش، را تایید کردید. از همان آغاز بود که با درهم شکستن شیرازه های ارتش مجهز و مقتدر ایران و ریختن خون سردارانش، به حکومت عراق بهانه و فرصت دادید تا جسورانه بر میهن عزیز ما بتازد. از همان آغاز بود که با سرکوب اقوام گوناگون ایرانی، با تهدید و تحقیر ایرانیان پیرو مذاهبی جز تشیع، شالوده های دیرینۀ همبستگی و همزیستی میان ایرانیان را سست کردید. جنگ با عراق را، به بهای سنگین قربانی کردن صدها هزار جوان و نوجوان ایرانی و اتلاف سرمایه های بی حساب، آن هم به سودای تسلط بر عراق و رسیدن به قدس، چنان به درازا کشاندید تا ایران قربانی تجاوز، خود در نظر جهانیان و در داوری شورای امنیت سازمان ملل متحد، همتراز متجاوزان شناخته شود. با نقض یکی از کهن ترین و مسلم ترین اصول حقوق بین الملل به اشغال سفارت آمریکا و دستگیری و شکنجۀ اعضایش پرداختید، و با وادار ساختن این کشور به قطع رابطه با ایران، تنگناهای اقتصادی و سیاسی بی سابقه و پر هزینه ای برای مردم ایران به ارمغان آوردید

با دخالت مستقیم و غیر مستقیم در امور داخلی همسایگان دور و نزدیک ایران، از جمله عراق و لبنان و فلسطین و افغانستان، و با حمایت تبلیغاتی و مالی و نظامی خود از تندروترین و خشونت گراترین دشمنان آزادی و همزیستی در این جوامع، نه تنها نام ایران عزیز را در جوامع بین المللی همنشین صفات پلیدی چون «تروریست» و «یاغی» کردید بلکه شماری بزرگ از کشورهای بزرگ و کوچک جهان را به صف دشمنانش راندید. اگر تا کنون ساده لوحانی در جهان نقش مستقیم حکومت شما را در آشوب ها و کشتارهای سرزمین های دور و نزدیک ایران نمی دیدند سخنانی که برای نخستین بار از زبان یار دیرین شما، آقای محمد خاتمی، در اعتراف بی پرده به این نقش جاری شد جای تردید برای کسی باقی نگذاشت

اما، این همه نیز برای تحقق اهداف اصلی شما که منحرف کردن افکار مردم ایران، از راه تحریک دیگران به دشمنی با ایران و برافروختن آتش ستیز و جنگ، است کافی نبود. از همین رو، به بهانۀ دسترسی به انرژی هسته ای برای مقاصد صلح آمیز، درصدد دسترسی به سلاح های خوفناک تری برآمده اید تا بار دیگر ایران را آماج تهدید و تعرض دیگران سازید. از رهگذراصرار شما برچنین سودایی است که امروز کشور عزیزما با بحرانی بی سابقه و خطرناک روبروست؛ بحرانی که هم میهنان عزیز صلح دوست من کمترین نقشی در ایجاد آن نداشته اند

مردم آگاه و دوراندیش ایران منفعت و مصلحت خویش را نه دخالت مسلحانه و موذیانۀ شما در سرنوشت مردم فلسطین و عراق و لبنان می بینند، نه در دشمنی شما با جوامع آزاد و پیشرفتۀ جهان و نه در اصرار دیوانه وارتان بر دست یافتن به سلاح هسته ای. مردم ایران از یاد نبرده اند که موجبات دسترسی به فنآوری و انرژی هسته ای، آن هم با موافقت و همکاری جامعۀ بین المللی، سال ها پیش از انقلاب فراهم شده بود زیرا هیچ کشوری در جهان بیمی از هدف ها و سیاست های حکومت آن روز ایران نداشت. شما و پیشینیان شما، اما، با هدف های تجاوز طلبانه و سیاست های تحریک آمیز خود نه تنها آن فضای اعتماد و تفاهم را یکسره نابود کرده اید بلکه با جهل و عمد اکثریت قریب به اتفاق دولت های جهان را از نزدیک و دور، به دشمنان ایران مبدل ساختید تا برای سرکوب هرچه بیشتر مردم آزادۀ ایران بهانۀ دیگری بیابید

گرچه در آغاز این سخن، حکومت شما آقای خامنه ای و دستیارانتان را محروم از هر نوع اعتبار و مشروعیت در چشم هموطنانم خواندم، و بنابراین نمی بایست شما و حکومت شما را مخاطب خود سازم، اما، عشق به سرزمین پاک نیاکانم و نگرانی از سرنوشت هم میهنان محرومم مرا ناگزیر از آن می کند که به شما هشدار دهم که مسئولیت اصلی هر آسیب و خدشه ای که از سوی هر نیرو و قدرتی به تمامیت و یکپارچگی ایران عزیز، به هر گوشه ای از این سرزمین مقدس، وارد آید با شما و دستیاران شماست

بدانید که در صورت رخ دادن فاجعه ای از اینگونه، سرنوشت شما و یارانتان بهتر از سرنوشت حاکمان خودکامه ای که در سال های اخیر بر کرسی متهمان به جنایت علیه بشریت نشستند و کیفری در خور یافتند نخواهد بود. از سرنوشت آنان اگر پند نمی گیرید، اگر آزادی و بهروزی شهروندان ایران کمترین محلی در دل و اندیشۀ شما ندارد، دستکم نگران سرزمینی باشید که در آن زاده شدید. اگر امروز که می توانید نخواهید سر به خواست های ملت دهید و به دامن بخشش بی کرانش دست آویزید، بدانید مسند قدرتی که چنین فرعون وار برآن تکیه زده اید در برابر عصیان روزافزون مردم ایران تاب نخواهد آورد، فرو خواهد شکست و شما را سرانجام بر کرسی پاسخ گویی به آنان برای محرومیت ها و مصیبت های سی ساله خواهد نشاند

خداوند نگهدار ایران باد

شاهزاده رضا پهلوی

|+| نوشته شده در  جمعه 1387/03/03 ساعت 5:23 PM  توسط پارسه  | 

تجمع در برابر سفارت امارات با دخالت نیروی انتظامی به تشنج کشیده شد

تجمع دانشجویی- مردمی در اعتراض به سیاستهای کشور امارات نسبت به جزایر سه گانه، که قرار بود ساعت 11 امروز در برابر سفارت این کشور در تهران برگزار شود، با دخالت نیروهای امنیتی حاضر در محل دقایقی پیش به تشنج کشیده شد.

       

در این تجمع که حدود 400 نفر در آن شرکت داشتند،حاضران با سردادن سرود " ای ایران" و بالابردن پلاکاردهایی،اعتراض خود را بیان داشتند.همچنین طبق گزارش های رسیده پس از حدود نیم ساعت از شروع تجمع، نیروهای امنیتی حاضر در محل اقدام به متفرق کردن تجمع کنندگان نموده و در پی مقاومت آنان مآموران اقدام به بازداشت و ضرب وشتم حاضران نمودند.

گفته میشود در جریان این حمله، تعدادی بازداشت شده و مدارک بسیاری از افراد نیز ضبط شده است. هم اکنون جمعیت حاضر که حدود 500 تن گزارش می شود در حال حرکت به سمت میدان ونک می باشد، با این حال گزارشها حاکی است که نیروهای انتظامی مانع از حرکت تجمع کنندگان شده و تعدادی از آنان به مقابل سفارت بازگشته اند.

چندی پیش نیز تجمع مشابه دیگری در برابر این سفارت خانه برگزار شده بود که در پایان آن، "بهرام آبتین" سخنران تجمع بازداشت و به زندان اوین انتقال یافت. وی یک روز بعد با قرار کفالت از زندان آزاد شد.

خبر تکمیلی:طبق گزارش های رسیده، هم اکنون با وجود برخورد شدید نیروهای انتظامی و یگان ضد شورش تجمع کنندگان در حال حرکت به سمت میدان ونک هستند. به گفته ی شاهدان عینی تاکنون بیش از 10 نفر بازداشت شده اند و در پی حمله ی شدید نیروهای امنیتی، تجمع کنندگان با ورود به خیابان موجب بسته شدن خیابان ولی عصر و ایجاد ترافیک سنگین شده اند.

 

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

|+| نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/12 ساعت 0:37 AM  توسط پارسه  | 

امیرعباس فخرآورنسبتی باکمیته بحران زندانیان سیاسی ندارد
امیرحسین موحدی:فخرآور یک نام بیشتر برای ما نیست!!!

کمیته بحران زندانیان سیاسی اعلام کردباوجوداینکه امیرعباس فخرآور درسالهایی که بااغلب زندانیان سیاسی ایران دارای روابط بود بصورت داوطلبانه به عضویت افتخاری کمیته درآمده بوداما پس ازگریز ازکشور بطوراتوماتیک ازکمیته بحران زندانیان سیاسی ایران اخراج گردید. این سخنان راامیرحسین موحدی دبیراجرائی کمیته درتماس باپایگاه خبری ماعنوان واضافه نمود «غیرازهمکارانی که قبل ازعضویت درکمیته ازکشورخارج شده اندواکنون نیز درواحدهای برون مرزی فعالند بقیه اعضای شورای سیاستگزاری ما درمصوبه ۱۳۸۵خود سوگندیادکرده اند هرگز وتحت هیچ شرایطی تا حصول آزادی ودمکراسی خاک میهن راترک نکنند ودرصورت خروج ازکشور برای نجات خودبلافاصله وبدون نیاز به مصوبه دیگرعضویت آنها درتمام سطوح کمیته بحران کان لم یکن شده واخراجی محسوب میشوند.» براین اساس حتی اگر امیرعباس فخرآور عضویت رسمی درکمیته داشت(که نداشت)پس ازفرار بیدلیل وی ازایران ودروغپردازی علیه فعالین وزندانیان سیاسی بخودی خودطبق قاعده اخراج شده اند.موحدی اضافه کرد ما فعال حقوق بشریم وازتمام کسانی که مارادر اشاعه آلام زندانیان سیاسی یاری داده اند بویزه ازرسانه هائی مانند صدای امریکا ورادیوفردا-فرانسه-آلمان -پارس-زوریخ-مطبوعات داخلی وخارجی وسایتهای اینترنتی نظیر ایران پرسنیوز-ایران ب ب ب و....همواره سپاسگزاریم وهمراهی آنان رابامبارزان فراموش نمی کنیم.بنابراین لجن پراکنی علیه هریک ازآنان را ازسوی هرکسی خدمت به منافع رژیم ارزیابی میکنیم اقدامات وتحریکات مستمر فخرآور برضد این رسانه ها نیزبشدت محکوم بوده ویقینا بیدلیل نیست باتمام صبروحوصله ای که برای پرهیز ازورود به اینگونه مناقشات داریم اما باعنایت بوجود شایعاتی دایربرارتباط نامبرده باکمیته ضمن تکذیب اعلام میکنیم امیرعباس فخرآورنسبتی باکمیته بحران زندانیان سیاسی نداردوجزیک نام برای ما معنای دیگری نداردامیدواریم گستاخ ودروغپردازی این پسرگستاخ وخودشیفته به همینجا خاتمه یابد.

|+| نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/01 ساعت 11:11 PM  توسط پارسه  |