تبليغاتX
من یک ایرانیم

گفتگو با مسئول خانه کودک ناصر خسرو

خانه کودک ناصرخسرو دومين مرکز آموزشی، فرهنگی ، پژوهشی کودکان و نوجوانان در وضعيت دشوار (با تاکيد بر کودکان کار) و خانواده آن ها است. که از سال ١٣٨٠ همت جمعی از فعالان انجمن حمايت از حقوق کودکان شروع به کار کرده است و پس از 8 سال تلاش بی وقفه ی اعضای داوطلب به دستاوردهای قابل توجهی دست يافته است. جهت آشنایی بیشتر با این تشکل حامی حقوق کودک گفتگویی از سوی واحد حقوق کودک مجموعه با مسئول این خانه صورت گرفته است که عیناً در ذیل می آید :

خانم حسینی خیلی متشکریم که وقتتان را در اختیار ما گذاشتید با وجود مشغله زیادی که دارید.


در ابتدا خواهش می کنم یک توضیحات کلی در مورد خانه کودک ناصر خسرو و تاریخچه به وجود آمدن این مکان و نیازی که برای تأسیس پنن مکانی احساس شد بفرمایید برای کسانی که شاید اصلاً نمی دانند همچنین جایی وجود دارد:


از سال 1379 خانه کودک ناصر خسرو راه افتاد. در ابتدا محلی بود که متعلق به شهرداری بود به اسم خانه نشریات بود و شهرداری آن را به محل دیگری منتقل کرد و داوطلبها (همکاران ما) یک اتاق کوچک گرفته بودند (در کوچه پس کوچه های ظهیرالاسلام) و به بچه ها درس می دادند و درب خانه های بچه ها می رفتند و آنها را به اینجا می آوردند تا بچه ها اوقات فراغت را اینجا بگذرانند و به آنها می گفتند به اینجا بیایند تا با هم نقاشی بکشند، درس می بخوانند و زبان بخوانند وکارهایی از این قبیل. بعد از آن ، این مکان را به ما دادند که آمدیم اینجا. که دو سه تا اتاق بود که کفش هم هنوز خاکی بود و مابینش پرده کشیده بودند و به بچه ها درس می دادند بچه هایی که می توانستند به مدرسه بروند می رفتند و بیشتر بچه هایی که اینجا جمع می شدند بچه های بی شناسنامه و بچه های افغانی بودند بعد به مرور اینجا تبدیل به یک مدرسه شد چون نیاز بچه ها درس خواندن بود و نمی توانستند به مدرسه بروند. کم کم از کلاس اول، دوم ، سوم و... ما اینجا داشتیم تا اول دبیرستان که داوطلبها می آمدند و به بچه ها درس می دادند. بعد در کنار این فعالیت ها، سعی براین بود که برای بچه های بی شناسنامه، شناسنامه بگیرند و آنها را به مدارس دولتی بفرستند (البته بچه های ایرانی). بچه های افغانی هم که محیط اینجا را بیشتر می پسندیدند و به اینجا می آمدند. در آن زمان ما اینجا 149 شاگرد داشتیم. به صورت سیستماتیک مانند مدرسه ثلث اول، دوم و سوم داشتیم و دقیقاً مانند مدرسه امتحان هم بود و دقیقا منظم بود و مانند مدرسه بچه های صف می بستند و می آمدند و می رفتند و....


خوب بچه هایی که اینجا درس می خواندند مدرکی هم از آموزش و پرورش دریافت می کردند؟


خیر ما مدرکی که می دادیم بچه ها می بردند سفارت افغانستان و آنجا برایشان مهر می زدند.


یعنی سفارت افغانستان مدرکی که شما می دادید را قبول داشت؟


بله سفارت افغانستان مدرک ما را قبول داشت.


در مورد بچه های ایرانی وضع چگونه بود؟


بچه های ایرانی که به اینجا می آمدند فقط بچه هایی بودند که شناسنامه نداشتند و بیشتر بچه های صیغه بودندکه پدرشان معلوم نبود و مادرشان هم برای بچه ها شناسنامه نگرفته بود که گاهی اوقات ما برای این بچه ها به نام دایی آنها شناسنامه می گرفتیم. و بعد که دارای شناسنامه می شدند تا یک حدی اینها را وارد می کردیم و بعد می فرستادیم آموزش و پرورش و توضیح می دادیم که وضعیت آنها به این شکل است و آموزش و پرورش قبول میکرد.


ولی بچه های افغانی همه از سفارت مدرک امضا شده می گرفتند. بعدآً که کمیساریا و پلیس بین الملل دستور دادند که مدارس خودگردان افغان بسته شود و به وزارت کشور فشار آوردند، ما هم اینجا را به ناچار بستیم یعنی مدرسه را منحل کردیم و بعد بچه هایی که مانده بودند را داوطلبها وسیعاً فشار آوردند به آموزش پرورش مناطق 12 و 15 که اینها را ثبت نام کنند و قرار شد آموزش و پرورش یک امتحان جامع برگزار کند تا سطح بچه ها معلوم شود. دقیقاً 100% بچه ها قبول شدند و وارد مقاطع مختلف تحصیلی مدارس دولتی شدند البته پول می خواستند مبالغ 40 هزار تومان تا 70 هزار تومان بسته به مقطع تحصیلی متفاوت بود که خوب ما با استفاده از اسپانسرهایی که داشتیم این مبالغ را تهیه کردیم و بچه ها را ثبت نام کردیم. فقط ماندند بچه هایی که کارت نداشتند (یعنی مهاجران غیر قانونی) که به هیچ وجه نمی توانستند ثبت نام کنند و وارد مدارس دولتی بشوند. اینها را خود افغانی ها می توانستند مدارس خودگردان دایر کنند ولی خوب د.وستان ما از گوشه کنار یکسری کلاس که کمیساریا  متوجه نشوند گذاشتند و بعداً کمی آزاد گذاشتند که ما الآن در اینجا کلاس پنجم داریم و بعد از ظهرها هم کلاس اول و دوم و سوم داریم.


چه کودکانی اینجا هستند؟ آیا فقط بچه های بی شناسنامه یا نه اینکه بچه های دیگر هم به اینجا می آیند؟


از سال 86 که ما این مدرسه را تعطیل کردیم چون محیط به این خوبی را که داشتیم و خوب هم جا افتاده بود گذاشتیم بچه ها همه به اینجا بیایند برای پر کردن اوقات فراغتشان و برایشان کلاسهای مختلف کمک آموزشی گذاشتیم و بعد هم کار اصلی خودمان که پیشبرد کنوانسیون حقوق کودک بود روی بچه ها ، والدین و افرادی که با بچه ها در ارتباط بودند را شروع کردیم. به طور خیلی وسیع با شهرداری ، بسیج ، مسجد ، مدارس منطقه، شورای یاری محل، بهزیستی، کلانتری و هر جایی که با بچه ها سر و کار داشتند، در ارتباط بودیم. مثلا می رفتیم و در مورد انجمن توضیح می دادیم و در مورد مشکل بچه ها اینکه باید بر طبق کنوانسیون حقوق کودک، شناسنامه داشته باشند و ... می رفتیم سفارت افغانستان و وزارت کشور و دنبال کارت بودیم تا بچه ها بتوانند تحصیل کنند طبق کنوانسیون حقوق کودک که ایران هم آن را امضا کرده و می گفتیم تقصیر بچه ها نیست که پدر و مادر به صورت مهاجر غیر قانونی آمدند و باید تحصیل کنند و شناسنامه داشته باشند.


خوب این اداراتی که شما می رفتید همکاری مسئولین در مورد کنوانسیون حقوق کودک چه طور بود؟ آیا قبول داشتند؟


خیر به حالت شوخی و خنده می گرفتند و بیشتر فکر می کنند این کنوانسیون برایشان حالت تشریفاتی دارد و جدی نمی گیرند و ما مدام پیگیری می کردیم مثلاً ما می رفتیم به رئیس آموزش و پرورش میگفتیم که اجازه دهند ما در مدارس کنوانسیون را ببریم  و توجیه کنیم علی الخصوص در مورد بحث کودک آزاری  هایی که به نوعی در خانواده ها و منازل اتفاق می افتد و اینها را هشدار بدهیم. که به ما می گفتند شما باید از فلان کس و بهمان فرد و .... اجازه بگیرید و یک شرایطی که اصلاً امکان پذیر نباشد و آخر هم می گفتند از دست شما NGO ها ما داریم کلافه میشویم و بعد هم اصلاً اجازه نمی دادند ما به اتاقشان برویم.


مدیرهای مدارس چگونه بودند؟ آیا اجازه می دادند؟


بله مدیران مدارس اجازه می دادند و همکاری می کردند چون منطقه 12 آسیب خیز بود و خودشان مسائل را می دیدند و اینکه بچه ها از دست می روند و بهتر بود که کمی هشدار دهیم و حتی مشاور منطقه آموزش و پرورش منطقه با ما همکاری می کرد و یکسری مدارس را معرفی می کرد که بروید آنجا چون مشکل دارد و با اجازه من بروید. خلاصه ما با هماهنگی مدیر مدرسه در آنجا کلاس های آموزشی می گذاشتیم اما رئیس آموزش و پرورش همکاری نمی کرد.


شما در اینجا نیازهایتان را چگونه تامین می کنید؟


همه وسایل را هر کدام را یک نفر خیر آورده مثلاً  کمدها، میزها، کامپیوترها و .... هر کدام متعلق به یک شخص بوده.


آیا از ارگان خاصی هم کمک می گیرید و حمایت مالی دارید؟


خیر به غیر از شهرداری که مکان را داده ارگان خاصی کمک نمیکند. اما کولرها و بخاری را هم که قرار بوده شهرداری بدهد اما هر کدام را یکی از خیرین داده چون اگر بخواهیم از شهرداری بگیریم خیلی طول می کشد اما پول آب و برق و تلفن را شهرداری پرداخت می کند.


شما اینجا برای پذیرش کودکان محدودیتی هم دارید؟


خیر تا 18 سال قبول می کنیم .و بالای 18 سال هم تحت یکسری شرایط قبول می کنیم و تا جایی که بتوانیم کمک می کنیم یا به جاهای دیگر راهنمایی می کنیم و به خانواده ها صحبت می کنیم و اگر وقت داشته باشیم خودمان آنها را به مراکز دیگر می بریم.


آیا به خود بچه هایی که اینجا هستند و والدینشان کنوانسیون حقوق کودک آموزش داده می شود و آیا از لحاظ فرهنگی روی والدین کار می شود؟


بله کلاس مشاوره گروهی می گذاریم برای والدین و کلاسهای مشاوره فردی هم داریم که مادرها اینجا مشاوره می شوند در مورد مشکلات زندگیشان، همسرشان و...  و خودمان هم تابستان ها به بچه ها مهارت های زندگی را آموزش می دهیم. اصل کارمان هم همین حقوق کودک است. بچه هایی هم که عاقل ترند از حقوقشان با اطلاعند چون آموزش ها داده می شود.


استقبال والدین تا الان چگونه بوده؟


خیلی خوب بوده. به اینجا می آیند و اصرار می کنند که بچه هایشان اینجا باشند اما چون خیلی فقیرند بیشتر به فکر نیازهایشان هستند. کلاً هم در دنیا آدم های متوسط می شود که رویشان فرهنگ سازی شود و ارزشها را درک کنند آدمی که خیلی فقیر است بیشتر به نیازهایش فکر می کند نه چیز دیگر . اینها بیشتر از این دسته هستند و خیلی فقیرند.. بیشتر به فکر مشکلات مادیشان هستند تا حقوق کودک و بحث های اینچنانی. چون شرایط خانوادگی مساعدی ندارند مثلاً همسرشان  معتاد است و فکر می کنند ما باید به آنها حقوق دهیم و درآمد زندگیش را تأمین کنیم.


داوطلبینی که به اینجا می آیند چگونه انتخاب می شوند؟ آیا هر کس می تواند به اینجا برای کمک بیاید و یا شما معیارهای خاصی برای گزینش دارید؟


بله هر کس می تواند بیاید. اما هر کس که به اینجا می آید در ابتدا از طرف خود انجمن یکسری دوره های های آموزشی باید شرکت کند مثلاً آشنایی با  NGO، اساسنامه خود انجمن بعد حقوق کودک و رفتار با کودکان. هر هفته هم کلاسهایی داریم با یک خانم روانشناس در مورد نحوه انتقال مهارت های زندگی به کودکان و... با داوطلبین صحبت می شود.


در اینجا شما چه کلاسهایی برای کودکان دارید ؟


کلاسهایی مهارتهای زندگی داریم که در رأس همه است یعنی هر کودکی که به اینجا می آید اول باید در این کلاس ها شرکت کند که شامل خوب گوش دادن ، کمک به دیگران، مدیریت خشم و اضطراب، مدیریت عصبانیت. نحوه ارتباط گزفتن و... بعد از آن کودکان می توانند در کلاسهای دیگر شرکت کنند مثل تئاتر، سفالگری، کامپیوتر، کمک های آموزشی، نقاشی و ....


به نظر شما افراد دیگر در جامعه (اکثریت مردم) چه کمک هایی به اینچنین مکانهایی می توانند بکنند؟آیا بهتر است که کمکها نقدی باشه بیشتر به رشد همچنین مکانی کمک می کند یا اینکه سعی کنند کنوانسیون تبلیغ شود و این فرهنگ جا افتاده شود ؟


تجربه ای که در کشور های دیگر بوده نشان داده است که مردم به یک همچنین اجتماعاتی کمک می کنند حالا از لحاظ مادی بیشتر. مثلا اگر ما از لحاظ مادی تامین باشیم می توانیم نیروهای متخصص را  بگیریم مثلا ما در بین داوطلبانمان روانشناس زیاد داریم اما روانپزشک نداریم و بچه های ما از لحاظ روانی خیلی مشکل دارند مثلاً بیش فعالی و ...  چون این شرایط زندگی و آسیبها روی روانشان خیلی تاثیر گذاشته. خوب حالا اگر روانپزشکی خودش وقتش را در اختیار می گذاشت که چه بهتر  در غیر این صورت اگر ما از لحاظ مادی تامین بودیم 2 ساعت وقتش را می خریدیم و در اینجا استخدام کنیم تا اینجا کمک کند.


شما در ابتدا که اینجا را تاسیس کردید چگونه بچه ها را به اینجا می آوردید؟


در ابتدا ما دنبال بچه ها می رفتیم درب منازلشان. در آن زمان اینجا یک کوچه بسیار خلوت بود که وقتی عصرها مغازه ها تعطیل می کردند دیگر اینجا کسی رفت و آمد نمی کرد و فقط معتاد ها اینجا پرسه میزدند. بعد که ما به اینجا آمدیم کمی این فضا پالایش شد و کم کم بچه ها به اینجا آمدند.


آیا در آن زمان  والدین به شما اعتماد می کردند تا فرزندانشان به اینجا بیایند؟


اول که اعتماد نمی کردند اما بعد کم کم خودشان هم با بچه هایشان به اینجا آمدند و مکان را دیدند و بعد از آن اعتماد کردند. حتی یکی ار مادر ها می گفت "من اعتیادم خیلی زیاد بود به طوری که تمام طول روز خوابیده بودم بعد شانس آوردم که یکی از دوستان پسرم به او گفته بود که بیا با هم به خانه فرهنگ برویم و پسرم به اینجا آمد"


بعد از اینکه پسر این خانم به اینجا آمد و ما او را شناسایی کردیم کم کم توانستیم طلاق نامه وی را بگیریم و بعد تحت پوشش کمیته امداد برود و الآن وضع زندگیش بهتر شده و می تواند خود را اداره کند.

|+| نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/12 ساعت 10:46 AM  توسط پارسه  | 

در خوزستان رخ داد : بریده شدن سر یک زن به دست همسرش

در ساعت 9 شب مورخ  19/ فروردین ماه، زن 18 ساله ای  ، در حمیدیه از توابع شهرستان اهواز به دست همسرش تحت نام قتل ناموسی کشته شد.

احمد الوانی 25 ساله  همسر مقتول ،  با همکاری عمو وچند تن دیگر همسر18 ساله خود ابتدا با ضربات چاقو در محل پل شهید ستاری حمیدیه به قتل رساند و سپس سر وی را کاملا از بدن بی جانش جدا نمود .

 وی بعد از ارتکاب قتل، سر بریده همسر خود  را به درب منزل شخصی فرستاد که گفته می شود مقتول با وی رابطه داشته است .

نیروی انتظامی با تکمیل پرونده ،  متهمان را به شعبه قتل اداره آگاهی اهواز تحویل و مراحل بازجویی از متهمان در حال انجام است .

|+| نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/03 ساعت 12:18 PM  توسط پارسه  | 

متن قطعنامه سازمان ملل در خصوص وضعيت حقوق بشر ايران
کميته حقوق بشر مجمع عمومي سازمان ملل متحد کشور ايران را به دليل «نقض حقوق بشر» به شدت محکوم کرد. متن زير قطعنامه وضعيت حقوق بشر ايران در سازمان ملل متحد است که در ماه جاري در مجمع عمومي آن سازمان به راي گذاشته خواهد شد.

مجمع عمومي سازمان ملل متحد
A/C.3/63/L.40
توزيع : محدود
30 اکتبر 2008
(9/8/1387)
متن اصلي: به زبان
انگليسي
جلسه شصت و
سوم
موضوع دستورجلسه 64 ( (c
ارتقاء و حفظ حقوق بشر: حقوق بشر
وضعيت ها و گزارشات
گزارشگران و نمايندگان ويژه

آندورا، استراليا، اطريش،
بلژيک، بلغارستان، کانادا، کرواسي، قبرس، جمهوري چک، دانمارک، استوني، فيجي، فنلاند، فرانسه، آلمان، يونان، مجارستان، ايسلند، ايرلند، اسرائيل، ايتاليا، لاتويا، لينخن اشتاين، ليتواني، لوکزامبورگ، مالت، ايالات فدرال ميکرونزي، موناکو، نيوزيلند، هلند، نروژ، پالا، لهستان، برتقال، مولدووا، روماني، اسلواکي، اسلونيا، اسپانيا، سوئد، بريتانيا، ايرلند شمالي، ايالات متحده آمريکا: پيشنويس قطعنامه


وضعيت حقوق بشر در جمهوري
اسلامي ايران
مجمع
عمومي،
به پيروي از منشور سازمان
ملل متحد و همچنين اعلاميه جهاني حقوق بشر (قطعنامه  217 (A III، پيمان نامه هاي بين المللي حقوق بشر (قطعنامه 2200 A XXI، ضميمه) و ساير قراردادهاي بين المللي حقوق بشر، 

با يادآوري قطعنامه هاي
قبلي وضعيت حقوق بشر در جمهوري اسلامي ايران، که مورد اخير آن قطعنامه شماره 168/62 مورخ 18 دسامبر 2007 ميباشد،

1.به گزارش دبيرکل در خصوص وضعيت حقوق
بشر در جمهوري اسلامي ايران ((A/63/459 که به قطعنامه مجمع عمومي به شماره 168/62 منجر گرديد توجه مبذول مي دارد که اين گزارش طيف وسيعي از موارد نقض جدي حقوق بشر، شکافها و موانع حقوقي و نهادي در خصوص حفظ حقوق بشر را مشخص مي نمايد و برخي تحولات مثبت را در طي چند سال مورد بحث قرار ميدهد.

2.نگراني عميق خود را از موارد نقض جدي
حقوق بشر در جمهوري اسلامي ايران اعلام ميدارد از جمله:

الف- شکنجه، رفتار و
تنبيه تحقير آميز و غير انساني و خشن از جمله شلاق زدن و قطع اعضاء بدن؛
ب- ادامه تعداد بالاي
مجازاتهاي اعدام شامل اعدام هاي عمومي و اعدام کودکان که در غياب پادمان هاي پذيرفته شده بين المللي صورت ميگيرند؛
ج- زندانياني که کماکان
با خطر مجازات مرگ به صورت سنگسار مواجه هستند؛
د- بازداشتها، رفتارهاي
خشن و محکوميت زناني که حق تجمع مسالمت آميز خود را به عمل مي گذارند، ايجاد رعب و وحشت ميان فعالين حقوق زنان و ادامه تبعيض عليه زنان و دختران در قانون و در عمل؛
ه- افزايش تبعيض و ساير
موارد نقض حقوق بشرعليه افرادي که متعلق به اقليت هاي مذهبي، قومي، زباني و يا ساير اقليتهاي شناخته شده و نشده شامل اعراب، آذري ها، بلوچ ها، کردها، مسيحيان، يهوديان، اهل تصوف و مسلمانان اهل تسنن و مدافعان آنها باشند و به طور خاص حمله به بهائيان و دين آنها در رسانه هاي تحت حمايت دولت، افزايش شواهد مبني بر تلاش دولت براي شناسائي و کنترل بهائيان، ممانعت از ورود بهائيان به دانشگاه ها و امرار معاش آن ها، بازداشت و حبس هفت تن از رهبران بهائي بدون اعلام جرم و يا دسترسي به وکيل؛
و- وجود محدوديتهاي جدي،
سازمان يافته و مداوم در آزادي برگزاري اجتماعات و گردهمايي هاي مسالمت آميز و آزادي بيان و عقيده شامل محدوديت هايي که بر رسانه ها، کاربران اينترنتي و اتحاديه هاي کارگري مي شود و افزايش آزار و اذيت، ايجاد رعب و وحشت و پيگرد مخالفين سياسي و مدافعان حقوق بشر از کليه بخشهاي جامعه ايراني شامل بازداشت، رفتارهاي خشن با رهبران کارگري، اجتماعات مسالمت آميز جامعه کارگري و دانشجويان بخصوص در فرآيند انتخابات مجلس در سال 2008؛
ز- تحديدها و محدوديتهاي
شديد براي آزادي مذهب و اعتقادات شامل مفاد مندرج در پيش نويس پيشنهادي قانون مجازات کيفري که براي ارتداد حکم مرگ واجب قائل است.
ح- کوتاهي مداوم در حفظ
حقوق قانوني در جريان رسيدگي و نقض حقوق زندانيان شامل استفاده سازمان يافته و خودسرانه از اعمال طولاني حبس انفرادي.

3-  دولت جمهوري اسلامي
ايران را به توجه به نگراني هاي بنيادي ذکر شده در گزارش دبير کل و همچنين درخواستهاي ويژه بعمل آمده در قطعنامه هاي قبلي مجمع عمومي و احترام کامل به تعهدات حقوق بشر آن دولت در قانون و عمل، خصوصا موارد زير دعوت مي نمايد:
الف- حذف قانوني و عملي
قطع اعضاء بدن، شلاق و ساير اشکال شکنجه و ساير مجازاتها و رفتارهاي تحقيرآميز، غير انساني و خشن؛
ب- حذف قانوني و عملي
اعدام هاي عمومي و ساير انواع مجازات مرگ که بدون توجه به پادمان هاي پذيرفته شده بين المللي  صورت مي گيرند.
ج- توقف اعدام اشخاصي که
در زمان ارتکاب جرم زير 18 سال سن داشته اند، متعاقب تعهدات ماده 37 پيمان نامه بين المللي حقوق کودکان (سازمان ملل، سري معاهدات، جلد 1577، شماره 27531) و ماده 6 پيمان نامه بين المللي حقوق سياسي و مدني (قطعنامه 2200 A XXI، ضميمه)؛
د- حذف استفاده از سنگسار
بعنوان يکي از روشهاي اعمال مجازات مرگ؛
ه- حذف قانوني و عملي
کليه اشکال تبعيض و ساير موارد نقض حقوق بشر بر عليه زنان و دختران؛
ه- حذف قانوني و عملي
کليه اشکال تبعيض و ساير موارد نقض حقوق بشر در مورد اشخاصي که به اقليتهاي ديني، قومي، زباني و يا ساير اقليت ها، به رسميت شناخته شده و نشده، تعلق دارند و اجتناب از کنترل افراد به دليل اعتقادات مذهبي شان و حصول اطمينان از دسترسي اقليتها به امکانات آموزش و استخدام مانند ساير ايرانيان؛
و- به کار بستن گزارش سال
1996 گزارشگر ويژه در خصوص عدم بردباري نسبت به ساير اديان رجوع به (E/CN.4/1996/95/Add.2.) که راههائي را براي از قيد رهانيدن جامعه بهائي به جمهوري اسلامي ايران پيشنهاد نموده است.
ز- خاتمه بخشيدن به اذيت
و آزار و ايجاد ترس و وحشت و پيگرد مخالفان سياسي و مدافعان حقوق بشر شامل آزاد کردن افرادي که به طور خودسرانه زنداني و يا بر اساس عقايد سياسي خود زنداني شده اند.
ح- حفظ حقوق قانوني در
جريان رسيدگي و خاتمه بخشيدن به مصونيت در موارد نقض حقوق بشر.

4- به دستاوردها، پيشرفت
ها و قدم هاي برداشته شده مثبت و هرچند محدود ذکر شده در گزارش دبيرکل توجه مي کند ولي اين نگراني کماکان وجود دارد که بايد قدم هاي بيشتري در رابطه با قانون و در عمل برداشته شود.

5- مجددا از دولت جمهوري
اسلامي ايران درخواست مي گردد تا سابقه همکاري ناکافي خود را با ساز و کارهاي بين المللي حقوق بشر، از طريق ارائه گزارش در راستاي تعهداتش نسبت به نهادهاي ناظر بر پيمان نامه هايي که ايران عضوي از آن است و همکاري کامل با ساز و کارهاي بين المللي حقوق بشر، جبران نمايد که شامل تسهيل بازديد ها از اين کشور توسط فرستادگان ويژه مي گردد، دولت جمهوري اسلامي ايران را تشويق مي نمايد تا به همکاري در زمينه حقوق بشر و اصلاح سيستم قضايي با  سازمان ملل شامل دفتر کميسارياي عالي حقوق بشر سازمان ملل ادامه دهد.

6- از دبير کل گزارش به
روز شده اي در خصوص وضعيت حقوق بشر در جمهوري اسلامي ايران شامل همکاري با ساز و کارهاي بين المللي حقوق بشر در جلسه 64ام درخواست مي کند.

7-  تصميم مي گيرد که به
بررسي وضعيت حقوق بشر در جمهوري اسلامي ايران در جلسه شصت وچهارم مجمع عمومي تحت عنوان "ارتقاء و حفظ حقوق بشر" ادامه داده شود

http://www.hrairan.org/Archive_87/1250.html

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/20 ساعت 4:16 PM  توسط پارسه  | 

اعلاميه جهاني حقوق بشر

 ۱۹ آذر ماه سالگرد تصويب نهايي اعلاميه جهاني حقوق بشر به تاريخ دهم دسامبر سال 1948 ميلادي است. اين اعلاميه  كه داراي يك مقدمه و 30 اصل  است به تصويب نهايي مجمع عمومي سازمان ملل رسيد كه بايد از سوي اعضاي اين سازمان به عنوان يك استاندارد عمومي درباره هر فرد و هر گروه و جمعيت رعايت شود و در مدارس تدريس گردد تا در حافظه همگان باقي بماند.نخستين اعلاميه حقوق بشر كه به مانند بيانيه كنوني مي باشد در سال 538 پيش از ميلاد (2 هزار و 545 سال پيش) از سوي كوروش بزرگ شاهنشاه و بنيادگذار كشور امپراتوري ايران بزرگ درشهر بابل (واقع در عراق امروز) صادر شده بود كه سفال نبشته آن (به نام استوانه كوروش بزرگ) هم اكنون موجود است و باعث افتخار ما ايرانيان است.

نشان سازمان ملل متحد

ماده ۱

تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند.

ماده ۲

هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز، خصوصا از حیث نژاد، رنگ ، جنس ، زبان، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت، وضع اجتماعی، ثروت، ولادت یا هر موقعیت دیگر، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد. خواه این کشور مستقل، تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکل محدودی شده باشد.

ماده ۳

هر کس حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد .

ماده ۴

هیچ کس را نمی توان در بردگی نگه داشت و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع است.

ماده ۵

احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد .

ماده ۶

هر کس حق دارد که شخصیت حقوقی اش در همه جا به عنوان یک انسان در مقابل قانون به رسمیت شناخته شود .

ماده ۷

همه در برابر قانون، مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و به مساوات از حمایت قانون برخوردار شوند.همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه حاضر باشد و بر علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید به طور تساوی از حمایت قانون بهره مند شوند.

ماده ۸

در برابر اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسیله قانون اساسی یا قانون دیگری برای او شناخته شده باشد، هر کس حق رجوع به محاکم ملی صالحه دارد .

ماده ۹

هیچ کس را نمی توان خود سرانه توقیف ، حبس یا تبعید نمود .

ماده ۱۰

هرکس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاه مساوی و بی طرفی ، منصفانه و علنا رسیدگی بشود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزایی که به او توجه پیدا کرده باشند، تصمیم بگیرد.

ماده ۱۱

الف) هر شخصی كه به بزهكاری متهم شده باشد، بی گناه محسوب می‌شود تا هنگامی كه در جريان محاكمه ای علنی كه در آن تمام تضمين‌های لازم برای دفاع او تامين شده باشد، مجرم بودن وی به طور قانونی محرز گردد.

ب) هيچ كس برای انجام دادن يا انجام ندادن عملی كه در موقع ارتكاب آن، به موجب حقوق ملی يا بين المللی جرم شناخته نمی‌شده است، محكوم نخواهد شد. همچنين هيچ مجازاتی شديدتر از مجازاتی كه در موقع ارتكاب جرم به آن تعلق می‌گرفت، دربارهء كسی اعمال نخواهد شد.

ماده ۱۲

هیچ کس در زندگی خصوصی، امور خانوادگی، اقامتگاه یا مکاتبات خود نباید مورد مداخله های خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نباید مورد حمله قرار گیرد . هر کس حق دارد که در مقابل این گونه مداخلات و حملات ، مورد حمایت قانون قرار گیرد.

ماده ۱۳

الف) هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نماید.

ب) هر کس حق دارد هر کشوری و از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشور خود باز گردد.

ماده ۱۴

الف) هر کس حق دارد در برابر تعقیب ، شکنجه و آزار ، پناهگاهی جستجو کند و در کشورهای دیگر پناه اختیار کند.

ب) در موردی که تعقیب واقعا مبتنی به جرم عمومی و غیر سیاسی و رفتارهایی مخالف با اصول و مقاصد ملل متحد باشد، نمی توان از این حق استفاده نمود .

ماده ۱۵

الف) هر کس حق دارد ، که دارای تابعیت باشد.

ب) هیچ کس را تمی توان خود سرانه از تابعیت خود یا از حق تغییر تابعیت محروم کرد.

ماده ۱۶

الف) هر مرد و زن بالغی حق دارند بی هيچ محدوديتی از حيث نژاد، مليت، يا دين با همديگر زناشويی كنند و تشكيل خانواده بدهند. درتمام مدت زناشويی و هنگام انحلال آن، زن و شوهر در امور مربوط به ازدواج حقوق برابر دارند.

ب) ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن ومرد واقع شود .

پ) خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره مند شود.

ماده ۱۷

الف) هر شخص ، به تنهایی یا به صورت جمعی حق مالکیت دارد .

ب) هیچ کس را نمی توان خود سرانه از حق مالکیت محروم نمود.

ماده ۱۸

هر کس حق دارد که از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهره مند شود .این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان می باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد.

ماده ۱۹

هر کس حق آزادی عقیده وبیان دارد و حق مزبورشامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد .

ماده ۲۰

الف) هر شخصی حق دارد از آزادی تشكيل اجتماعات، مجامع و انجمن‌های مسالمت آميز بهره مند گردد.

ب) هیچ کس را تمی توان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد.

ماده ۲۱

الف) هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ، خواه مستقیما و خواه با وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید.

ب) هر کس حق دارد با تساوی شرایط،به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید.

پ) اساس و منشأ قدرتِ حکومت ، اراده مردم است . این اراده باید به وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری، صورت پذیرد.انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا روشهای نظیر آن انجام گیرد که آزادی رای را تامین نماید .

ماده ۲۲

هر کس به عنوان عضو اجتماع ، حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است به وسیله مساعی ملی و همکاری بین المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصیت اوست با رعایت تشکیلات و منابع هر کشور به دست آورد.

ماده ۲۳

الف) هر کس حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه انتخاب نماید ، شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد.

ب) همه حق دارند که بدون هیچ تبعیضی در مقابل کار مساوی ، اجرت مساوی دریافت نمايند.

پ) هركسی كه كار می‌كند حق دارد مزد منصفانه و رضايت بخشی دريافت دارد که زندگی او و خانواده اش را موافق شئون انسانی تامین کند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسایل دیگر حمایت اجتماعی، تکمیل نماید. ت) هر کس حق دارد که برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیه ها نیز شرکت کند.

ماده ۲۴

هر شخی حق استراحت، فراغت و تفريح دارد و به ويژه بايد از محدوديت معقول ساعات كار و مرخصی‌ها و تعطيلات ادواری با دريافت حقوق بهره مند شود.

ماده ۲۵

الف) هرکس حق دارد که سطح زندگی او ، سلامتی و رفاه خود و خانواده اش را از بابت خوراک ومسکن ومراقبتهای پزشکی و خدمات لازم اجتماعی تأمین کند و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری ، بیماری ، نقص اعضا ، بیوگی ، پیری یا در تمام موارد دیگری که به علل خارج از اراده انسان ، وسایل امرار معاش او از بین رفته باشد از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردار شود.

ب) مادران و كودكان حق دارند كه از كمك و مراقبت ويژه برخوردار شوند. همه کودکان چه براثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنیا آمده باشند ،حق دارند كه از حمايت اجتماعی يكسان بهره مند گردند.

ماده ۲۶

الف) هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد.آموزش ابتدایی اجباری است. آموزش حرفه ای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل ، به روی همه باز باشد تا همه ، بنا به استعداد خود بتواند از آن بهره مند گردند.

ب) هدف آموزش و پرورش بايد شكوفايی همه جانبهء شخصيت انسان و تقويت رعايت حقوق بشر و آزادی‌های اساسی باشد. آموزش و پرورش بايد به گسترش حسن تفاهم، دگرپذيری و دوستی ميان تمام ملت‌ها و تمام گروه‌های نژادی يا دينی و نيز به گسترش فعاليت‌های ملل متحد در راه حفظ صلح ياری رساند.

پ) پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند.

ماده ۲۷

الف) هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع، سهيم و شريك گردد و از هنرها و به ويژه از پيشرفت علمی و فوايد آن بهره مند شود.

ب) هر کس حق دارد از حمایت منافع معنوی و مادی آثارعلمی ، فرهنگی یا هنری خود برخوردار شود.

ماده ۲۸

هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماع و بین المللی ، حقوق و آزادی هایی را که در این اعلامیه ذکر گردیده ، تامین کند و آنها را به مورد عمل بگذارد.+

ماده ۲۹

الف) هرکس در مقابل آن جامعه ای وظیفه دارد که رشد آزاد کامل شخصیت او را میسر سازد.

ب) هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزادی های خود ، فقط تابع محدودیت هایی است که به وسیله قانون ، منحصرا به منظور تامین شناسایی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران و برای مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی ، در شرایط یک جامعه دموکراتیک وضع گردیده است.

پ) این حقوق و آزادی ها ، در هیچ موردی نمی تواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد.

ماده ۳۰

هیچ یک از مقررات اعلامیه حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولتی یا جمعیتی یا فردی باشد که به موجب آن بتواند هر یک از حقوق و آزادی های مندرج در اعلامیه را ازبین ببرد ویا در آن راه ، فعالیتی بنماید.

|+| نوشته شده در  دوشنبه 1386/10/10 ساعت 10:40 PM  توسط پارسه  |